روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
443
شرح شطحيات ( فارسى )
و محادثت كرد ، تا هم چندانى بگذشت كه فصل اوّل « 1 » . آنگه از صفات عشق در صفات عشق نگاه كرد ، تا هم چندان بگذشت و زيادت . آنگه در هر صفتى خود نگاه كرد از صفات خود ، تا هم بدين نسق در آن بگذشت ، تا در همه صفات نگاه كرد ، و از صفتى بصفتى نگاه مىكرد ، تا بكمال در جميع صفات كرد ، تا هم بدان نسق در طول مدّت در آن بگذشت ، تا در آنچ « 6 » وصف نشايد كرد به ازليّت او و كمال او و انفراد او « 7 » و مشيّت او آنگه خود را مدح كرد بنفس خويش . آنگه به صفت خويش صفات خويش را ثنا گفت . آنگه باسم خويش اسماء خويش را ثنا گفت ، و به همه صفتى ذات خويش را و ثناء خويش را ثنا گفت . ( 794 ) آنگه خواست حقّ تعالى كه بنمايد اين صفاتها از عشق بانفراد ، تا در آن نظر كند ، و باز آن خطاب كند . نظر در ازل كرد . صورتى پيدا كرد ، كه آن صورت صورت او و ذات او بود ، و هو تعالى چون در چيزى نگاه كند ، پيدا كند در آن از خود صورتى ، تا بأبد آن صورت بود ، و در آن صورت تا بأبد علم و قدرت و حركت و ارادت و جميع صفات بود . چون تجلّى كند أبدا بشخصى ، هو هو شود ، در آن نظر كرد دهرى از دهر او . آنگه برو سلام كرد دهرى از دهر او . ديگر برو تحيّت كرد دهرى از دهر او . آنگه با او خطاب كرد ، و تهنئت كرد . ديگر او را نشر كرد ، همچنين تا « 18 » بيامد بدانچ شناخت و نشناخت پيشتر از آن مدّت . آنگه او را مدح كرد ، و برو
--> ( 1 ) كه فصل اول : + آنگه از صفات عشق . . . كه فصل اول S ( تكرار ) ( 6 ) تا درآنچ . . : در آنچ SM ، هكذا ما لا يوصف على أزليته و كماله . . . A ( يعنى أقبل على أزليته و كماله ) ( 7 ) و انفراد او : انفراد SM و انفراده A ( 18 ) تا S : - M