روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
439
شرح شطحيات ( فارسى )
( 787 ) قال : اين كلام از امتلاء جان از سكر توحيدست . قدم را بقدم بديد ، و خود را در قدم فراموش كرد . اثنينيّت در بين بديد . و در اتّحاد دوئى نيافت . اسرار سكر به دو غالب شد . گوئى كه در قدم خود را قديم ديد از استيلاء قدم و محو حدث . به زبان ازلى دعوى قدم كرد . اين از تأثير مباشرت نور قدم بود در سرّ . اوامر اسرار و أنوار مختلط شد . انائيّت حقّ به دو مشتبه شد ، پنداشت كه او اوست از سرّ اتّحاد . مثل اين سخن بسى گفتم . هر كه بمقام انبساط رسد ، و بنعت اتّحاد شود ، دور نيست اگر گويد : من چنين كردم . و اين فعل داند كه فعل محبوب است ، نه فعل او . حقّ - سبحانه و تعالى - اين حجّت بيان كرد در حقّ سيّد - عليه السلام - « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ . » « 11 » ( 788 ) و نيز ممكن بود كه آن مىخواست كه من بر مذهب هود و صالحام - عليهما السلام - و روح من با ايشان بود ، چون بر قوم دعا كردند . موافق بودم از جهت ايمان پيش از جسد خويش . نبينى كه اين اشارت شاه رو معرفت ، چون گفت - عليه السلام - « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين » ؟ ( 789 ) و نيز مكن بود كه بدين كلمه تشاكل نمود ، يعنى : من به نصرت حقّ استئصال بسى ظالمان كردم ، كه ايشان در فعل قبايح مثل عاد و ثمود بودند . امثال اين حديث خوشدلان عشق بسى گويند . اگر تو فضول از ميانه بيرون برى ، نيك بنگرى . ميان عاشق و معشوق
--> ( 11 ) مَنْ يُطِعِ . . : سورهء 4 ( النساء ) آيهء 82