روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

433

شرح شطحيات ( فارسى )

( 776 ) قال : شيخ گفت « لعنت بر قايل اين باد ! و بر معتقد اين باد ! » ممكن باشد كه شيخ ندانست كه قايل بيت حسين است . پنداشت كه قايل بيت حلوليست . از آن سبب لعنت كرد . و اگر نه ، شيخ معتقدش دانسته بود ، و مذهبش شناخته . دانست كه او اوحد زمانست در توحيد . شيخ گويد كه « حسين منصور عالمى ربّانى بود . قتل ببغداد بباب الطّاق . » على بن محمّد ديلمى - رحمة اللّه عليه - روايت كند كه از شيخ پرسيدند كه « در شأن حسين منصور چه گوئى ؟ » گفت « مردى از مسلمانان بود . » گفتند « او را بكفر بازدادند . » گفت « اگر آنچه من ازو ديدم توحيد نيست ، در دنيا موحّد نيست . » نيز ممكن بود كه شيخ ضعف اعتقاد اهل مجلس بدانست . نگه داشت ظاهر ايشان را . اين لفظ بفرمود « 11 » ، زيرا كه بر أئمّهء صورت علم نگاه داشتن واجب است . امّا اشارت اين بيت نزد اهل مكاشفات و مشاهدات در مقام التباس معروف است . حاجت بشرح بسيار نيست ، زيرا كه در مستحسنات و مستقبحات بسى تفسيرها رفت . ( 777 ) درين كتاب معنى اين بيت آنست كه گفت « پاك آن خداوندى كه ناسوت را پديد آورد » يعنى آدم ، « و ازو ظاهر اسرار سناء ربوبيّت » و حقايق انوار قدرت ، و جلال لطائف صنع و حكمت ، و طراوت فعل . پس ازين مشكاة به صنايع قديم عرفان عارفان را از بديع فطرت صورت آدم تجلّى كرد ، بىمخالطت و ممازجت ، كه او منزّهست از

--> ( 11 ) بفرمود : نفرمود SM فذكر هذا A