روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

422

شرح شطحيات ( فارسى )

( 761 ) قال : اشارت اوّل آنست كه حدث بىقدم است . حدث فناست . چون عدم نزد قدم ( فناست ) ، عاشق چون گويد كه « من توام » از فرط عشق است ، و ليكن هم دو است . چون نيك بنگرد ، خود نماند ، همه معشوق است ، زيرا كه صفت در فعل ملتبس است . چون فعل نبيند ، پندارد كه ذات هر دو يكيست . غلبهء مستانست ، ليكن از عشق مكر و دستانست ، نگريستن دوئيست . جسم و دل كجا برند ، آنجا كه از حقّ در حقّ نگرند ؟ « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ ؟ » « 7 » يعنى بربّك الى ربّك لا بك . منازعت در دوئيست . در به دو قدم كون هالك است « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ . » « 9 » اشارت علم خاصّ آنست كه خواجه انائيّت طلب مىكرد در انائيّت « 10 » حقّ . سرّ ربوبيّت مىجست . مىخواست تا از بحر قدم حظّى بردارد . گفت « انائيّت‌ام » ، اگر چه محو شود به انائيّت قدم . بگذار ، تا ترا به تو بشناسم . « اللّهمّ ! انّى أسألك ايمانا يباشر قلبى . » فناء نفس ذهاب اقتضا كند ، و بقاء جان عاشق را بنعت معشوق گرداند ، تا دعوى انائيّت از دوئى فرد گرداند . قال اللّه تعالى « وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً . » « 15 » 260 فصل فى توحيد المجرّد ( 762 ) يعنى در مشاهدهء ما در خود منگر ، و نه بر كون . چون

--> ( 7 ) أَ لَمْ تَرَ . . : سورهء 25 ( الفرقان ) آيهء 47 ( 9 ) كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ : سورهء 28 ( القصص ) آيهء 88 ( 10 ) انائيت : أناايت SM ( 15 ) وَ لا يُشْرِكْ . . : سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 110