روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
408
شرح شطحيات ( فارسى )
اگر برسيدگى برسيد ، شما تا ابد محجوبيد ، تا ابد بمانيد . « 1 » » ( 733 ) قال : يعنى حقّ نفوس مطمئنّه از خبث بشريّت مقدّس كرد ، بروح ناطقه را برو شرف داد « 3 » . آنگاه جميع مقامات قرب را وصف كرد ، راه روان را جمله تا بأبد بيافتن از كنه قدم محجوب ديد ، زيرا كه چون حقّ حجاب شود ايشان را ، رسم ادراك منقطع شود . سبب آنست كه قدم را امد نيست . ابد در ابد گم شود . آنگه ابد او از مطالعهء خلقيّت ممتنع شود . قيامى در قيامى است ، و فنائى در فنائى . جسم بيننده منطمس ، جان گوينده در بحر قدم منغمس ، حيرتى در حيرتى ، نه در آن درك فريادرسى . سيّد مستغفران از درد نايافت - عليه السلام - چنين خبر داد كه « انّه ليغان على قلبى ، و انّى لاستغفر اللّه فى اليوم سبعين مرة . » حقّش در خود غايب كردى نه بحدث . آنگه از حقّ بحقّ محتجب شدى . از آن خطيئهء بىاختيار استغفار كردى . آنگه ازو به دو پناه بردى ، تا از دركى به دركى نقل كردى . چون در قدم قدم متحيّر شدى ، اسباب افعال وصف « 14 » بگذاشتى ، گفتى « أعوذ بك منك . » « 15 » 247 فصل فى وصفى ( 734 ) اى غريب دلنواز ! اى صاحب زبان اهل راز ! مگر حقيقت
--> ( 1 ) بمانيد : بماند SM ( 3 ) داد : دارد SM ( 14 ) وصف S : - M ( 15 ) « أعوذ بك منك » : رك . سورهء 11 ( هود ) آيهء 49 « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ » و سورهء 19 ( مريم ) آيهء 18 « إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ »