روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
31
شرح شطحيات ( فارسى )
بر وى بسى الحاح كرد ، تا او را از راه ببرد يا بنكاح يا به حرام . چون حال بدانست ، حالى آن زن را براند . زن پيش جنيد آمد ، و درين حال اشارتى كرد . جنيد تند شد و او را از مجلس خود بيرون انداخت . زن بدانست كه به مقصود نخواهد رسيد . از حسد پيش غلام خليل « 5 » رفت ، گفت « من دوش با سمنون و جنيد و نورى و جمع صوفيان بودم . جمله خمر خوردند و با من زنا كردند . » او زاهد خليفه بود ، و از حسد صوفيان پر گشته بود . پيش خليفه رفت ، گفت « اين زنديقان را بكش ، كه خون ايشان در گردن ماست . » ( 45 ) منادى كردند كه صوفيان را بگيرند ، و همه را گردن زنند . جماعتى متفرّق گشتند « 11 » . نورى و ابو حمزه و رقاق را - رحمة اللّه عليهم - بگرفتند ، قتلشان بفرمودند . سيّاف شمشير بر كشيد ، نخست نورى در پيش آمد ، سيّاف « 13 » گفت « اين چه دليريست ؟ » گفت « حيات من بر ياران ايثارست ، و ما را جوانمردى ناچار . » سيّاف بگريست ، فرياد برآورد ، خليفه قاضى را گفت « تفحّص كن ! » نورى را بخواندند ، و ازو مسائل فقهى پرسيدند ، بصواب جواب داد ، و دقايق فقه چنان اشارت كرد كه علما نشنيده بودند ، متعجّب بماندند . گفت « اى قاضى ! حق تعالى را بندگانىاند كه ايشان « 18 » با حق گويند ، و از حق گويند ، و با حق نشينند ، به حق خورند ، و به حق نوشند ؛
--> ( 5 ) غلام خليل : رك . نفحات الانس مصحح مهدى توحيدى . تهران 1336 ص 101 ( 11 ) گشتند SM ( حاشيه ) : شدند M ( متن ) ( 13 ) سياف . . . پيش آمد S : - M ( 18 ) ايشان S : ايشانى M