روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
380
شرح شطحيات ( فارسى )
225 فصل ( فى الشطحيّة 2 للحلّاج ) ( 684 ) ازين ؟ ؟ ؟ رال شبلى از حسين روايت كند كه گفت « روز اوّل در پيش حسين رفتم . سخن مىگفت ؛ فهم نكردم ، زيرا كه فهم در آن جائز نبود آنچ حفظ كردم ، اين بود كه مىگفت : الهى ! هر حقّى را حقيقتيست ، و هر خلقى را طريقتى ، و هر عهدى را وثيقتى . آنگه گفت : اى شبلى ! سرّ به زبان اين طايفه آنست كه ظاهرش پنهانست ، و معانيش نزد ايشان بيان . » ( 685 ) قال : حقّ خصم آنكس است كه او را حلولى خوانند . تنزيه توحيدش نديدى در وقت كشتنش كه چون اشارت كرد ؟ « حسب الواحد افراد الواحد » گفتهاند . هيچكس از مشايخ اين كلمه نشنيد ، كه برو نگريست . درين اشارت « افراد » قدم از حدوث پيداست ، يعنى بس است موحّد را در حالت يافت توحيد فرق كردن قدم از حدوث بنعت رؤيت قديم . قال اللّه تعالى « قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ . » « 15 » خواجهء بارگاه صحن بقا - عليه السلام - گفت « كان اللّه و لم يكن معه شىء . » تحقيق توحيد سادهدل نداند . اين چه گفتى ، جز حسين نداند . مرغى كه پر شاهى از جناح قدس لاء لاهوت الهى دارد ، به يكلحظه هزار بار از كنگرهء عرش كه مقطع حدثان است ، در جناب قدم پرد ،
--> ( 15 ) قُلِ اللَّهُ . . : سورهء 6 ( الأنعام ) آيهء 91