روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
355
شرح شطحيات ( فارسى )
ايشانست ، و تنزيه صفت حقّ ؛ قدمش از حدثان مفرد است . پيش از آزال و آباد به خود قايم بود . آزال و آباد مضمحل است در تحت عزّت قهر او . ايمان بغيب هم چون نظر بمشاهده است . آنكس كه درين عالم در سرّ كشوف به چشم يقين او را بديد ، بشناخت ، چنانچ اسد اجمهء عزّت گفت - رضى اللّه عنه - « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا . » محمودست به زبان انوار در آباد . اجساد مصوّر كرد ، و ارواح بدان مركب معترف كرد بنعمت خود ، ايشان را « 7 » بكرسى « 8 » نور بنشاند « 9 » ، در حجال « 10 » جبروت اكبر . 214 فصل ( فى الرواية 15 للحلّاج ) ( 644 ) حسين روايت كند « از مملوك بصير ، از ملك شاخص ، از مالك متدبّر ، از حىّ سميع بصير ، حقّ گفت - جلّ جلاله - كه هر كه با من منازعت كند ، در چيزى كه من به دو ندادهام ، بستانم از آنچ به دو دادهام ، تا توبت كند . چون توبت كند ، پيراهنى نو درو پوشم ، كه پيش از آن نپوشيده است . هر كه توبت نكند ، از رحمت خودش خالى كنم ، و در دوزخ مكانى بنشانم ، كه هرگز درو نگاه نكنم . هر كه به من بخشد آنچ من به دو دادهام ، بخالص محبّت ، او را مالك ملكى كنم ، كه فنا راه به دو نداند . »
--> ( 7 ) معترف كرد بنعمت خود ايشان را : معترف شد ايشان را بنعمت خود SM ليعرفهم نعمته و يجلم A ( 8 ) بكرسى S : بكرسيى M على كراسى A ( 9 ) نشاند : + ايشان را SM ( 10 ) حجال A : حجاب SM