روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

11

شرح شطحيات ( فارسى )

1 فصل فى بداية احوالى و رغبتى فى تصنيف هذا الكتاب ( 17 ) امّا بعد : معلوم كن ، اى حريف دل‌نواز ، كه از به دو اوّل چون از راه ارادت برفتم ، و در « 5 » سير مقامات افتادم ، حقايق منازل بيافتم ، در شواهد علم رسيدم ، بجذب آن معامله بگذشتم ، ساكن مراقبات شدم ، آداب حضرت از طريق الهام بيافتم ، در مكان مرابطت به مرقات مراقبت بمصعد شهود غيب بر شدم . طير ارواح ملكوت در سواحل بحر جبروت پرّان ديدم . ( 18 ) از قلزم مواجيد اقداح افراح بخوردم . در عشق و محبّت صرف افتادم ، ناگاه عين قدم بر من كشف شد . بحبل عصمت توحيد مجذوب تجريد شدم . در بيداء ازل سفر ابد از سر گرفتم . بعد از فناء وجود چون منزل نماند عارف شدم ؛ در محلّ هيبت افتادم ، اجلال در حال غالب شد . چون عشق نماند ، علّت حدث برخاست ؛ به عين صفت متّصف شدم . آنگاه بسير در ذات و صفات عالم شدم ، به شرط انبساط رسيدم . كنوز و رموز غيب از عتبهء غيب بر سرّم منفتح شد ، تا جانم در علم لدنى راسخ شد . پاى از حضرت بيرون نهادم . دروازه‌بان غيب گفت : « كجا مىروى ؟ » گفتم : « غربت ولايت امتحان خواهم كرد . » گفت : « تحفهء مقتبسان انوار غيب چه خواهى بود ؟ » گفتم : « بمفتاح انبساط ابواب خزانهء علم لدنى بريشان بگشايم » گفت : « بارك اللّه فى مقدمك . »

--> ( 5 ) و در M : در S