سديد الدين محمد غزنوى
مقدمه 7
مقامات ژنده پيل ( فارسى )
28 - داستان شيخ با پسرش برهان الدين نصر و قصهء قرض او 90 29 - داستان آب گشتن مرواريد و دوباره منعقد شدن آن 94 30 - تقسيم اندكى خرما و بادام ميان جمعى بسيار 95 31 - رساندن گندم به درويشان محتاج از راه كرامت 96 32 - داستان شفا دادن شيخ مؤلف كتاب را 96 33 - شوراندن شيخ ديگ حلوا را بدست خود بىكفچه 97 34 - وعده دادن شيخ مؤلف را به رستگارى هر دو جهان 98 35 - اندكى از سرگذشت مؤلف 98 36 - تبديل شكر بزر سرخ 99 37 - تبديل شكر بزر سرخ 100 38 - تبديل شكر بزر 101 39 - داستان بيرون آوردن زر از جيب تهى 102 40 - تبديل خاك و سنگريزه بزر 102 41 - تبديل يافتن سنگ بزر سرخ 103 42 - دربارهء خواجه برهان الدين نصر پسر شيخ 104 43 - مجلس گفتن برهان الدين نصر و سفره دادن شيخ جمله خلايق را 104 44 - نشانى دادن شيخ از خرى گمشده 105 45 - نشانى دادن شيخ از غلامى گمشده 105 46 - نشانى دادن شيخ از خرى گمشده 106 47 - جدا كردن شيخ به فراست خربزههاى حلال را از حرام 106 48 - تميز دادن شيخ طعام حرام را به فراست 107 49 - عزل و نصب قاضى بغداد 108 50 - ديدن شيخ قطب را بر كوه قاف 108 51 - باز شدن در خانهء كعبه به روى شيخ 109 52 - پاشيدن آب بر جانوران مرده و زنده كردن آنان 110 53 - افزودن آب كاريز و سيراب كردن رز 111 54 - لال شدن مردى بدزبان به ارادهء شيخ 112 55 - مردن پسر كدخدا بخواست شيخ براى عبرت مفسدان 112 56 - شفا دادن شيخ يكى از ياران را 113 57 - تبديل دشت و صحرا بزر سارا 113 58 - روان گشتن آب بسوى بالا به اشارت شيخ 114 59 - برخاستن و به هوا برآمدن آب چشمه 115