سديد الدين محمد غزنوى

مقدمه 60

مقامات ژنده پيل ( فارسى )

غرض از مجموع اين اشعار كه از ديوانهاى مختلف نقل شد گرفتن اين نتيجه است كه ديوان منسوب بشيخ احمد جام تا حدى زياد زير نفوذ اين شاعران و نيز شايد گويندگان ديگرى كه مقايسهء اشعارشان با غزلهاى منسوب باحمد در اينجا ميسر نبود ، پديد آمده است و لهذا از قلم احمد نيست . علاوه بر اين دليل ديگرى بر نادرست بودن اين انتساب هست و آن اينكه در يكى از قصايد ديوان موجود چندين بيت در مدح و ستايش نظامى گنجوى و خمسهء او ديده مىشود و اين قصيده البته جبرا از احمد جام كه يك سال پس از تولد نظامى جهان را بدرود گفته نيست « 1 » : هر بنده كه شد بندهء آن شاه سخنور * اندر قدمش بوسه بسى خسرو جم زد منشى سخن ، كان خرد ، خواجه نظامى * كو خيمهء گفتار به بستان ارم زد هر در كه از آن درج گهربار برون شد * صناع فلك ساخته در گوش نسم زد سلطان سخن‌دان و سخنگوى سخنور * كو سكهء خود را همه بر ملك عجم زد افراشته رايات سخن بر سر عالم * اعلام خرد بر سر نه چرخ نجم زد چون خمسهء او دفتر اسرار الهى است * هر دم گره عقل بر اين خلد امم زد يك دليل بارز ديگر براى اثبات اين نظر وجود ابياتى در ستايش و تعظيم و تكريم شيخ احمد جام است با القابى كه البته خود شيخ براى خويشتن به كار نمىبرد و شبهه نيست كه اين اشعار نيز اثر طبع شاعرى ديگر است . تخلص « احمد » در آخر اين اشعار نظر ما را ، مبنى بر اينكه شاعرى ديگر اين غزليات را پرداخته و از جهت ارادت بشيخ جام تخلص « احمد » و « احمدى » را به كار برده ،

--> ( 1 ) - ديوان چاپى ص 60 . اين ابيات در نسخهء خطى ديوان هند به كلى بنوع ديگرى نقل شده است . نسخهء مزبور ابيات دوم و سوم و چهارم و پنجم را ندارد و در بيت ششم بجاى « خلد » « جلد » آورده است .