سديد الدين محمد غزنوى
مقدمه 56
مقامات ژنده پيل ( فارسى )
همدم معشوق گشتند از نواز * باز با معشوق دمساز آمدند 6 - نعمت ص 438 : ما گدايان حضرت شاهيم * پردهداران خاص اللهيم احمد ص 107 : ما گدايان خيل سلطانيم * بسر ملك عشق سلطانيم 7 - نعمت ص 479 : بقا در عشق اگر خواهى فنا شو * حيات از وصل اگر جوئى چو ما شو انا الحق زن چو منصور از سر عشق * برآ بردار و در دار البقا شو صدف درياب و گوهر را طلب كن * درآ در بحر و با ما آشنا شو احمد ص 151 : بقا در خويش اگر جوئى فنا شو * حيات جاودانى را سزا شو انا الحق زن ز همت همچو منصور * برآ بردار جمله پادشا شو تو درّ شاهوارى گر بدانى * بيا در بحر وحدت آشنا شو 8 - نعمت ص 495 : نور رويش پرتوى بر ماهتاب انداخته * جعد زلفش سايهبان بر آفتاب انداخته ساقى سر مست ما رندانه جام مى بدست * آمده در بزم ما از رخ نقاب انداخته سنبل زلفش پريشان كرده بر رخسار گل * بلبل شوريده را در پيچ و تاب انداخته احمد ص 164 : ماه من چون از جمال خود نقاب انداخته * پرتوى از حسن خود بر آفتاب انداخته شاهد لاهوت ما در بزم رندان الست * آمده سرمست از عارض نقاب « 1 » انداخته تا سر زلفش پريشان گشت گرد عارضش * عاشقان را سربهسر در پيچ و تاب انداخته
--> ( 1 ) - در نسخهء ديوان هند « نقاب » است ، در متن چاپى « حجاب » .