سديد الدين محمد غزنوى

مقدمه 53

مقامات ژنده پيل ( فارسى )

احمد ص 40 : گر جمله يقين است اين گمان چيست ؟ * ور نيست گمان همه فغان چيست ؟ 5 - عطار ص 91 : هركه در اين درد گرفتار نيست * يك نفسش در دو جهان يار نيست احمد ص 40 : هركه در اين عشق گرفتار نيست * طالب حق ، محرم اسرار نيست 6 - عطار ص 81 : عشق را گوهر ز كانى ديگرست * مرغ عشق از آشيانى ديگرست احمد ص 41 : گوهر عشقت ز كان ديگرست * تير شوقت از كمان ديگرست احمد ص 41 : منزل عشق از مكانى ديگرست * مرد معنى را نشانى ديگرست 7 - عطار ص 177 : پير ما وقت سحر بيدار شد * از در مسجد بر خمّار شد احمد ص 65 : پير ما در كوى آن دلدار شد * از خدا و مصطفى بيزار شد 8 - عطار ص 127 : دلى كز عشق او ديوانه گردد * وجودش با عدم هم‌خانه گردد احمد ص 68 : دلى كز عشق او ديوانه گردد * چو من در عاشقى افسانه گردد 9 - عطار ص 155 : هر گدائى مرد سلطان كى شود * پشّه‌اى آخر سليمان كى شود