سديد الدين محمد غزنوى
مقدمه 38
مقامات ژنده پيل ( فارسى )
( ج 3 ص 214 ) و حبيب السير ( ج 2 ص 486 ) نيز مندرج است . ولى صاحب مقامات كه خرد معاصر سنجر بوده مدعى اطلاع از جزئيات بيشترى است . وى كيفيت كارد نهادن زير بالش سنجر را با ذكر اسامى اشخاص مفصل شرح مىدهد و مىنويسد كه شيخ احمد از همهء اين دسايس باخبر بود و چون كار اسماعيليان در خراسان بالا گرفت شيخ ديگر تاب سكوت نياورد ، روى بمرو نهاد و حقيقت داستان كارد و غدر و حيلهء اسماعيليان و خيانت جامهدار سلطان را بر سنجر آشكار ساخت و طرد و دفع آنان را خواستار و باعث شد كه سنجر گروه اسماعيليان را در مرو دستگير كرد و هژده تن از آنان را كه توبه ننمودند بكشت « 1 » . طغرل تكين ديگر داستان مردى است طغرل تكين نام مقطع ايالت جام كه مىخواست در قصبهء صاغو نزديك جام براى خود بارگاهى بسازد و چون چوب مناسب نيافت چند كس را فرستاد تا به زور چند تير چوب را ، كه شيخ احمد براى ساختن خانقاه فراهم كرده بود ، بردند . شيخ برآشفت و او را به كيفر مرگ تهديد كرد . هنوز بناى بارگاه پايان نيافته بود كه چند سوار از بيابان درآمدند و طغرل را كمند بر گردن افكنده از خيمه بيرون كشيدند و اسب بتاخته دور شدند . سواران طغرل به جستجوى وى بدنبال آنان شتافتند و تن بىسرش را در بيابان يافتند . چون خبر اين واقعه بسلطان سنجر رسيد خشمگين شد و مردم جام را تهديد بكشتن كرد . اهالى جام پناه بشيخ احمد بردند و چاره از او جستند . احمد نامهاى در اثبات بىگناهى مردم جام و توضيح جرم و جسارت طغرل تكين بسلطان نوشت و شرح داد كه طغرل را خداوند بسزاى بىادبى خويش رسانيده است . سنجر چون از حقيقت واقعه آگاه شد از رأى سابق برگشت و اهالى جام را بنواخت . عين نامهء شيخ احمد به سنجر
--> ( 1 ) - مقامات ، شمارهء 22 ، ص 70 .