روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
73
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
شهود شهود دانندش . صورتش مرآت روح است ، و روحش مرآت صورت . چون او را بينى اين را بينى ، و چون اين را بينى آن را بينى . بيش از اين نتوان گفت ، كه هيچ خاطرى بيش « 1 » از اين مجال ندارد در اين حديث ، كه كار از كشف رود بعد از اين ، كه اين علمى مبهم است . بلى نزد اهل حقايق نه مبهم است . مبهم است بر آنكه مبهم است از عقول بيرون برد ، چون گفت حق - سبحانه و تعالى - قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ( 17 / 85 ) . از اشكال جدا كرد ، و گفت : ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ ( 23 / 14 ) . چون چنين است فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ( 23 / 14 ) . اما معرفت ارواح بر سه قسم است : قسمى عام راست ، و قسمى خاص را ، و قسمى خاص الخاص را . عام « 2 » به تأثير وجودش دانند . خاص به اخلاق و حركات اثرش بينند . خاص الخاص در مكاشفه روح را بينند ، و به قدر معرفت شناسند . اين قدر كه گفته شد پندهايست « 3 » طالبان را و نكتهايست رهروان را ، تا وسيلتى باشد به معرفت روح ايشان را . كه كس نرسد به خود تا خود را نداند . اگرش ببينى عاشق شوى ، زيرا كه به روى خوبش خلوق « 4 » خدايى است ، و در چشمش نور لايزالى است ، و در گوشش گوشوار سبوحى است ، و بر وجودش حليت الوهيت است . كسوت حق دارد ، زيرا كه شاهد حق است . بيت گفتم اى جان پر از نكويى تو * از كجايى مرا نگويى تو
--> ( 1 ) - الف ، د : بعد ( 2 ) - د : عامش ( 3 ) - الف : بنده ب : رمز ( 4 ) - الف : خلق