روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
70
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
العربى الهاشمى - صلوات اللّه و سلامه عليه - كه حق گفت : كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف . پس دانست كه كس او را بىاو نداند . در نقاش خانهء قدرت نظر كرد و به مهر در معادن الوهيت از دوستى مهر خويش بر صفات خويش نهاد ، و بىمثليت از بىنقشى نقش ارواح پديد كرد . چنان كه آن صدر صفه صوفيان و سرور عالميان گفت - عليه الصلاة و السلام - كه : خلق اللّه تعالى آدم على صورته . چون از ناتمامى « 1 » تمام كرد ، كسوت صفاتش در پوشيد ، و پرتو ذات بر وى افكند . زيرا كه ذات روح ذات كرد و بر وى صفاى صفات كرد . چنان كه گفت ، احكم الحاكمين ، خلقت بيدى . در خلقيت خلاف نيست ، و در حدوث روح محال نيست . بلى ، طراوت معنى حقيقت دارد ، و پرتو جمال عزت دارد . و از ذات « 2 » قديم قوت قرب قرب از صرف صرف در جمع جمع از انانيت انانيت دارد . به صفات حق موصوف است ، و به نور حق تعالى مشروح است ، و در يمين حق موجود است ، كه : الارواح فى يمين الرحمن . زيرا كه در قرب نهان است . نزد ديدهء بىديده عيان است ، و در اشباح انسان پنهان است . دل عرش اوست ، و صورت ميدان اوست . كونين تخت اوست . و از معرفت گرانبار اوست . حق با اوست ، و حق بىاوست . در حدوث از حق معزول است ، و در عشق نزد حق مقبول است . شرف عيان دارد زيرا كه صحت بيان دارد « 3 » . طغراى رحمان دارد زيرا كه در انسانيت « 4 » خليفهء حق است . در
--> ( 1 ) - الف ، ب : تمامى ( 2 ) - ب : ارادت ( 3 ) - الف ، د : سخت بيان است ( 4 ) - ب ، ج ، د : انسان است