روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
68
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
آنجاست كه بر لب شمشير تيز بايد رفت . اين حديث اقوياى عشق را مسلم باشد ، كه در « 1 » محفل هجران اين نقل ايشان باشد . آنها را مسلم است كه به عين ربوبيت در عبوديت نگريستند ، و به عين عبوديت در ربوبيت ننگريستند . دولتى مرغانند كه در محفل يار گرد سرير مملكت بقاى سبحانى پرند . نطقشان انانيت باشد ، و قوتشان وحدانيت . در سراب « 2 » حيرت صاحىاند ، و در بحر جلال سكران . يا رب چه كلاهبازانند آن سروران ! يا رب چه سراندازانند آن گردنان ! « 3 » خوش باد دل آنكه ايشان راست ! و وجد واجد بر سه قسم است : قسمى عام راست ، و قسمى خاص راست ، و قسمى خاص الخاص راست . آنچه عام راست سوزش در سوزش است . و آنچه خاص راست سازش در سازش است . و آنچه خاص الخاص راست نازش در نازش است . تمام است اين فصل اگرچه ناتمام است . از ناتمامى به تمامى است . تمام باد تا تمام تمام است . مىنرهم چون مىبنگرم . مىنروم چون مىبروم . شعر الا يا صبا نجد متى هيجت من نجدى * لقد زادنى مسراك وجد اعلى وجدى رباعيه يارم ز خرابات برآمد سرمست * همرنگ رخ خويش ، مى لعل به دست گفتم صنما كه خواهد از دست تو رست « 4 » * گفتا نرهد هر كه به ما در پيوست رزقنى اللّه و اياكم مقام الواجدين المتحققين .
--> ( 1 ) - الف ، د : بر ( 2 ) - د : شراب ( 3 ) - د : گردنكشان ( 4 ) - الف ، ب ، ج : گفتم صنما من از تو كى خواهم رست