روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
60
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
و اسرار بدايعش بنمايد . و از هر ورقى در بهشت مشاهده ، از اشجار صفات ، مرغان انوار به الحان قدمى سرود سرمدى پيش جان جانش بگويند . كه يك قول از آن عارف را از بندگى فنا كند ، و در خدايى « 1 » باقى كند ، و نهاد از او بستاند ، و نهادش بدهد ، و به خودش « 2 » آشنا كند ، و از خودش بيگانه كند ، و به خودش عارف كند ، و به خودش گستاخ كند ، و از خودش بترساند ، در عين جمع به رنگ خودش « 3 » بيرون آورد ، و نهان نهان با او بگويد ، و مقالت عشق از زبان دردش بشنود . گاه گويد كه تو « 4 » منم ، و گاه گويد كه من توام . گهش در فنا باقى كند ، و گاهش در بقا فانى كند . و گاهش بركشد ، و گاهش به انس آسايش دهد . گاهش به سهام توحيد خسته كند ، گاه جانش به التباس زنده كند . گاهش بشنواند ، گاهش براند ، گاهش بخواند . گاهش در صرف « 5 » عبوديت افكند ، گاهش در عين ربوبيت افكند . گاهش به جمال مست كند ، گاهش به جلال پست كند ، گاهش در صحو آورد . گاهش تمكين بخشد ، گهش تلوين دهد . گاه به ملت سماع جانش بستاند . گاهش به قلع طوارق نور لايزالى از طوالع توحيد بر بام كبريا به پادشاهى بنشاند . گاهش در هواى ازل به سرّ قدوسى پرواز دهد . گاهش به مقراض تنزيه جناح همت در هواى هويت ببرّد . اين همه باشد در سماع و زيادت از اين . و آن كس داند كه در عين شهود از حسن شهود در حضور حضور از ساقى قدم بىزحمت عدم شراب الفت بستاند ، و قول سبوحى از فلق
--> ( 1 ) - د : بر درگاه ( 2 ) - ج : به خدا ( 3 ) - ب : خويش ( 4 ) - الف ، د : من منم ( 5 ) - د : شهود