روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
58
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
نشود هيچ عارف را . و بايد كه طالب سماع را همه عروق شهوات از شهوات رقيق باشد ، و از صفاى عبادت پرنور باشد ، و به جان در حضرت حاضر و مستمع باشد ، تا از فتنهء نفس در سماع دور باشد ، كه اين مسلم نيست مگر اقوياى عشق را . كه سماع ، سماع حق است ، و سماع از حق است ، و سماع بر حق است ، و سماع در حق است ، و سماع با حق است . كه اگر يكى از اين اضافت با غير حق كند كافر است ، و راه نايافته است ، و شراب وصال در سماع ناخورده است . و سماع بىنفس شنوند مريدان محبت ، و سماع بىعقل شنوند سالكان شوق ، و سماع بيدل شنوند شوريدگان عشق ، و سماع بىروح شنوند آشفتگان انس . اگر بدينها شنوند از حق محجوباند . اگر به نفس شنوند زنديقاند . و اگر به عقل شنوند معتبر بود . و اگر به دل شنوند مراقباند . و اگر به روح شنوند حاضراند « 1 » « 2 » . سماع ، سماع وراى حضور است . دهشت و وله است . حيرت در حيرت است . در آن جهان رسوم منقطع است . عالم جاهل است و عاشق فانى . سامع و قايل در بزم عشق هر دو يكى است . راه عشاق حقيقتش با سماع است . و حقيقت حقيقتش بىسماع است . سماع از خطاب است ، و بىسماعى از جمال است . چون نطق است بعد است . چون خرس « 3 » است قرب است . چون سمع است بىخبر است « 4 » و بىخبران در دويىاند . در سماع خرد معزول است ، و امر نهى است و ناسخ منسوخ « 5 » .
--> ( 1 ) - د : خاص ( 2 ) - در تمام نسخ « است » بود ( 3 ) - گنگى ( فرهنگ نفيسى ) ( 4 ) - ج : « و گنگ » اضافه دارد ( 5 ) - الف ، ج : و امر و نهى ناسخ و منسوخ