روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
48
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
خود را بداند كه از چيست و كيست و در كيست و با كيست . و پيادگان حق در عالم صورت - كه روندهاند از مجلس اوامر و نواهى - بشناسد . و در آفاق صورت به مراكب اذكار و افكار جولان كند ، و به اطراف جان در كوهسار التباس نور احديت لباس آن كوهسار « 1 » بيند . بىخود حق را ببيند ، و با حق خود « 2 » را ببيند ، و بىحق خود را ببيند . و نكره در نكره و معرفت در معرفت ببيند . و حق بىمعرفت و نكره بيند . و در هر مقام كه معلوم است عارفان حق را ، حق به دو ظاهر شود . و سرّ ملكوت صغرى « 3 » به دو بنمايد . و باز همتش از خودى بيرون شود ، و در عالم آيات و صنايع درافتد . و لباس قدم بر وجود كون نگاريده بيند . و آيات را در حق محو بيند . و بىآيات حق را بيند . و اشكال آيات چنان كه هست به دو بنمايد « 4 » . ديدهاش بر ملكوت كبرى افتد ، و ارواح و اشباح انبياء و اولياء ببيند . و حجب انوار ببيند . و حجلهء اسرار ببيند . و تتق بقا ببيند . و كروبيان و روحانيان در دايرهء حضرت پريشان و سرگردان ببيند . و جمع عاشقان ملايكه خونافشان ببيند . و نور در نور و بها در بها و عظمت در عظمت ادراك كند . تا به ساحل صفات رسد . و به مراقبه خانهء قرب رود . و در مجلس انس به هزار كرسى و سرير عروسان تجلى را ببيند . پس صولت سبوحى به سلاح عظمت بيرون آيد و وى را محو كند ، و نقاب ربوبيت از حسن رجا بردارد ، و بىخوف و رجا او را مونس خويش كند . پس به حسنش عاشق كند ، و به جمالش محب كند ، و به جلالش مشتاق كند ، و به « 5 »
--> ( 1 ) - ب ، ج : كوهها ( 2 ) - الف : با خود حق ( 3 ) - ج : اصغر ( 4 ) - الف : نمايند ( 5 ) - د : « به حيلتش » اضافه دارد