روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
30
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
اينقدر كه گفته شد نه از دانش است و نه از بىدانشى « 1 » . بىخودى با بىخودى مىگويد . سرّ خود سرّ شناسد ، اگرچه عالم عارف « 2 » از اين بيگانه است . رب ورقان متوف « 3 » بالضحى * ذات شجر صرحت فى فتن ذكرت الفا و دهرا صالحا * فبكت حزنا فهاجت حزنى فبكائى ربما ارقها * و بكاها ربما ارقنى هى ان تشكو فلا افهمها * و اذا اشكو فلا تفهمنى غير انى بالجوى اعرفها * و هى ايضا بالجوى تعرفنى « 4 » رزقنى اللّه « 5 » و اياكم دقايق الموحدين ، و حقايق المتحدين ، و سلم تسليما .
--> ( 1 ) - ب : نادانش الف ، د : فدانش ( 2 ) - د : عرف ( 3 ) - الف : هتوف ( 4 ) - در نسخه ج : پس از اشعار عربى اين رباعى نوشته شده است : نه با خودم و نه بىخودم من چه كنم * نه با توام و نه بىتوام من چه كنم گر من روزى به يار گفتم كه منم * اكنون نه منم جمله تويى من چه كنم ( 5 ) - د : رزقنا