روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
23
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
و مبادى توحيد خاص سير كردن است در شواهد صورت و روح و عالم صغرى كه جند حق و باطل آنجااند ، چون لشكر عقل و لشكر جان و لشكر دل و لشكر نفس ، و حجاب قهر و لطف ، و غرايب اشكال مقدورات كه در آن عالم موجود است ، و ظهور حق - عزّ و جلّ - كه در اسرار « حقايق » « 1 » ملكوت به چشم جان بينند ، كه توحيد عام از عالم ملك و شهادت رفتن است به حق ، كه به صورت آن عالم كبرى است . و توحيد خاص از خود رفتن است به حق كه به صورت آدم عالم معانى و سراى تجلى است ، و آن آيت « 2 » كبرى است اگرچه در جنب كون خرد است . و فرق ميان خاص و عام در توحيد آن است كه عام به شواهد و عقل بازمانند ، و خاص چون حق را بدانستند ، از شواهد عالم صغرى و كبرى فنا « 3 » شوند ، و فناى خود در بقاى حق بيابند ، و پيوسته در وجود حق مضمحل باشند ، تا احكام قديمش بر ايشان « 4 » مىگذرد ، و ايشان به طوع محكوم مىباشند . اما توحيد خاص الخاص آن است كه از حق به حق سير كنند ، و آن سير آنگه باشد كه روح مقدس از همه مراكب حدوث پياده شود ، و علوش سفل شود ، و سفلش علو گردد ، و جهات و مكان و سير و زمان نزد او معزول شود ، و حمر « 5 » خيال از اصطبل مركب نور براند ، و فهم و وهم را ميل نايافت در ديده كشد ، و حس حواس و ضمير بىعقل را معطل كند ، و عقل را به مقراض تنزيه زبان فضول ببرد ، و نفس رعنا را در بازار غيرت توحيد سر بردارد ، و لشكر هوا و شهوت « 6 » كه حزب شيطانند به صدمهء عشق بشكند ، و دل كه شهر خداى است بىعمارت عبوديت نگذارد ، و خانهء طبايع كه مملو است از اخلاق انسانى به طوفان نيستى و معول « 7 » هستى ويران كند ، و كون صغرى و كبرى را با شواهد و دلايل درهم پيچد ، و در كتم
--> ( 1 ) - الف ، ب ، ج : اين ( 2 ) - ب ، ج ، د : آيات ( 3 ) - الف : فرا ( 4 ) - ج ، د : بديشان ( 5 ) - جمع حمار : خران ( 6 ) - الف : شهوات ( 7 ) - كلنگ