روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
14
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
هجرانيم ، كه از فقد احباب هايم و عطشانيم ، و در اين خشك رود ماهيان تازه را طالبانيم ، و چهرهء زيباى دردمندان محبت را عاشقانيم . اين قدر ما را است كه نسيم سعادتشان در اسحار خلوت به ما مىرسد ، و اندوه نايافت از جان اين خسته دل مىبرد : يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزا عظيما ( 4 / 73 ) . اگرچه عالم خاليست از اين حديث ، پيوسته خبر مىداد دلم كه : در اقاليم زمين سوختگان هستند كه ايشان هم از نايافت ياران « 1 » از ياران مهجورند ، و در دست اين مفلسان زمانه رنجورند . و رئيس عاشقان - صلى اللّه عليه و سلم - « 2 » بدين نكته ناطق است كه : فى آخر الزمان لا يبقى صاحب موافق الا فى اطراف الارض و لكل واحد منهم فى كل يوم اجر مائتي شهيد . و در همهء ايام از هر جايى « 3 » كه آيندهاى آمدى ، از راهروان معرفت استخبار كردمى ، و از عاشقان اين كار باز پرسيدمى كه تا كجاست فقيرى ، صادقى « 4 » ، عيارى ، دليرى ، سراندازى ، قماربازى ، پاكبازى ، مستى ، عاشقى ، تا به يادش بياسودمى . و قاعده در دعاام اين بودى كه هرگاه « 5 » كه ما را مشكلى افتادى شاهان عرب و سروران عجم و اولياى شام و رفتگان عراق و نهفتگان روم و تندان زنگبار و اميران خراسان و سلطانان سند و خلفاء هند و سراندازان غزنين و چابكان بدخشان و عياران ماوراءالنّهر و پيران تركستان و ظريفان تبت و چين ، و عاشقان غور كه در حيات ظاهر و باطنند به شفاعت به درگاه بردمى تا آن مشكل را حلّى پديدار آمدى . با آنكه از ايشان به ظاهر خبرى نيافته بودمى ، ليكن دل از اين يافت بيگانه نبودى « 6 » . تا در اين وقت كه اخى ابو الفرج « 7 » ، بلغه اللّه مقام الفقراء ، بدين جانب رسيد ، و ما را از
--> ( 1 ) - الف ، ب ، ج ، د : « از ياران » ندارد ( 2 ) - ب ، د : عليه الصلاة و السلام ( 3 ) - د : خاكى ( 4 ) - د : صديقى ( 5 ) - د : هرگه ( 6 ) - د : نه بيگانه بودى ( 7 ) - از مريدان جناب شيخ روزبهان و مردى بازرگان بود كه براى تجارت به اطراف جهان مسافرت مىكرد .