أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
436
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
بيت صد رنگ ز صد گونه بر آميختهاى * آنگه ز ميان كار بگريختهاى باران دو صدساله فروننشاند * آن گرد بلاها « 1 » كى تو انگيختهاى « 2 » سيّد عليه السلم گفت « 3 » : « ما من مؤمن الّا و فيه نفس كافرة الّا انا فانها اسلمت على يدى و لا يأمرنى بالسوء . » گفت : « 4 » هر كس كى « 5 » از مؤمنان « 6 » در خطّهء ايمان مجاور است « 7 » ، در نهاد او نفس كافر است ، مگر « 8 » كى نفس من بر دست من مسلمان شد « 9 » ، و از راه معصيت با كران شد « 10 » . اى دوستان بازان كى نفس سيّد عليه السلم « 11 » مسلمان بود ، و در عالم ايمان و « 12 » احسان « 13 » بود ، سيّد « 14 » از مكر او ترسان بود . چون از جهاد كافر باز آمدى گفتى « 15 » : « رجعنا من الجهاد الاصغر « 16 » الى الجهاد الاكبر « 17 » . » تو با سلب « 18 » غفلت از « 19 » نفس كافره ايمنى ، و در جوار آفت او ساكنى ! « 20 » پيغامى از حضرت ايزد به خود رسان : « قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ . » « 1 - » در حق « 21 » خود بر خوان و تيغ رياضت از نيام مجاهدت بركش ، و اين نفس كافره را بكش . و اگر تو او را نكشى ، او « 22 » ناگهان از مكمن « 23 » احتيال خود درتازد ، و سر ترا بتيغ شهوت از تن « 24 » بيندازد . بيت تا كم نشود صفات نفس از بر تو * پيدا نشود سعادت اختر تو
--> ( 1 ) - بلا را ( 2 ) - + الخبر : قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم ( 3 ) - « سيد عليه السلم گفت » ندارد ( 4 ) - + هيچ كس ( 5 ) - « هر كس كى » ندارد ( 6 ) - + نيست الا كى ( 7 ) - « در خطهء ايمان مجاورست » ندارد ( 8 ) - + من ( 9 ) - شده است ( 10 ) - شده است ( 11 ) - عليه الصلاة و السلم ( 12 ) - « ايمان و » ندارد ( 13 ) - + و ايمان ( 14 ) - ندارد ( 15 ) - فرمودى ( 16 ) - متن : الاصغرى ( 17 ) - متن : الاكبرى . سيد عليه الصلاة و السلم با نسبت عصمت از آفت نفس مؤمنه ايمن نبود تو در عالم زلت ( 18 ) - سبب ( 19 ) - + مكر ( 20 ) - + اشارت ( 21 ) - + نفس ( 22 ) - + ترا بكشد و ( 23 ) - كمين ( 24 ) - « از تن » ندارد ( 1 - ) سورهء توبه / 124