أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
305
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
كى يكى از اعراب نام او طعمة بن اشرق درع پارهاى از ياران رسول « 1 » بدزديد ، ياران « 2 » او را تهمت كردند ، خواستند كى خانهء او « 3 » بجويند ، او از فضيحت و رسوايى بترسيد ، آن درع دزديده بر بام آورد و در خانهء [ 74 الف ] جهودى انداخت ، نام او مليك « 4 » . ياران در خانهء طعمه رفتند بجستند نيافتند ، چون « 5 » بر بام شدند در خانهء جهود « 6 » ديدند . قوم طعمه روى بياران كردند « 7 » به ملامت ، كى ما را بدزدى متهم كرديد و بىدستورى بحرم ما درآمديد و درع « 8 » دزديده جايى ديگر يافتيد . پس به نزديك رسول « 9 » آمدند و شكايت كردند گفتند : طعمه را بخوان و استمالت كن ، و ياران را بخوان و ملامت كن ، و جهودان « 10 » را بخوان و بگير و عقوبت كن . حقيقت كار بر رسول « 11 » پوشيده بود . رسول گفت : چنين كنم ، نماز پيشين « 12 » اين كار بكنم « 13 » و بدين مشغول باشم . در حال جبرئيل آمد و آيت آورد . قوله « 14 » : « وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ . » الى قوله : « لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ . » « 1 - » يا رسول اللّه طعمه را استمالت مكن كى دزد و گناهكار است ، و آن « 15 » ياران خود را ملامت مكن كى مصيّب و راست كار است « 16 » ، و « 17 » جهود را عقوبت مكن كى « 18 » ازين بىجرم است و [ از ] دزديى كى بازو نسبت مىكنند برى و بيزار است « 19 » . قوله : « وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً . » « 2 - » « 20 » آنكس كى دزدى كرد مسلمان بود و در خانهء آنكس كى انداخت جهود
--> ( 1 ) - + عليه الصلاة و السلم ( 2 ) - + رسول عليه الصلاة و السلم ( 3 ) - + را ( 4 ) - بو مليك ( 5 ) - ندارد ( 6 ) - جهودى ( 7 ) - نهادند ( 8 ) - ندارد ( 9 ) - + صلى اللّه عليه و سلم ( 10 ) - جهود ( 11 ) - + صلى اللّه عليه و سلم ( 12 ) - + بدين مشغول باشم ( 13 ) - « اين كار بكنم » ندارد ( 14 ) - ندارد ( 15 ) - ندارد ( 16 ) - راستگفتاراند ( 17 ) - + آن ( 18 ) - + برى است ازين نسبت و بيزار است ( 19 ) - از « ازين بىجرم . . . » ندارد ( 20 ) - + لطيفه ( 1 - ) سورهء نسا / 107 و 113 ( 2 - ) سورهء نسا / 112