أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

281

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

حام مر حواريان را اين قصه بگفت . حواريان گفتند : يا عيسى دعا كن تا خداى « 1 » تعالى او را زنده بگذارد تا در ميان ما باشد « 2 » . جبرئيل « 3 » آمد « 4 » و گفت : يا نبىاللّه روزى او درين عالم برسيده است و نفس او بريده است ، درين ساعت او را زنده گردانيديم اظهار معجزات ترا « 5 » و حقيقت « 6 » قدرت را و الزام حجت را « 7 » . پس در ساعت حام بيفتاد و جان بداد . حواريان چون « 8 » بديدند ، بعضى بگرويدند و بعضى برميدند « 9 » . اى عجب پيشينگان معجزات عيان « 10 » مىديدند مىنگرويدند « 11 » ، و مؤمنان بعد از چهارصد سال و پانصد سال « 12 » خبرى « 13 » بشنيدند بدان بگرويدند . تا بدانى كى كار توفيق و عنايت دارد نه اظهار حجت . لطيفه : آورده‌اند كى چهل روز « 14 » كشتى نوح « 15 » از جاى نجنبيد از گرانى كى بود . تا نوح گفت : « بسم اللّه مجريها و مرسيها . » نوح بسم اللّه بگفت ، كشتى بر آب « 16 » روان شد و او را و قوم او را از هلاكت برهانيد . مؤمن اگر چه بر بساط طاعت بود و آراستهء نور معرفت بود ، نتواند كى بر صراط بگذرد ، چون گويد : بسم اللّه ، براق دولت در زير او روان « 17 » شود ، « 18 » از صراط بگذراند و از هلاكت برهاند . نوح چون از آب بگذشت ، بجودى قرار گرفت ، ديهى بنا كرد و گفت : « هذه « 19 » الثمانين . » مؤمن چون از صراط بگذرد « 20 » ، در بهشت قرار گيرد . ملك تعالى بنام او « 21 » هر يكى ازيشان [ را شهرى ] بنا كند و گويد : « ادخلوها بسلام آمنين . » اين كى گفتيم

--> ( 1 ) - حق ( 2 ) - مىباشد ( 3 ) - + عليه السلم ( 4 ) - بيامد ( 5 ) - را ( 6 ) - تحقيق ( 7 ) - « الزام حجت را » ندارد ( 8 ) - آن را ( 9 ) - نگرويدند ( 10 ) - ندارد ( 11 ) - مىرميدند ( 12 ) - و بيشتر ( 13 ) - چيزى ( 14 ) - « چهل روز » ندارد ( 15 ) - + چهل روز ( 16 ) - « بر آب » ندارد ( 17 ) - روانه ( 18 ) - + در ساعتش ( 19 ) - + قرية ( 20 ) - « از صراط بگذرد » ندارد ( 21 ) - ندارد