أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
197
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
[ 50 الف ] بيرون آورد ، و مملكت در پيش نهاد ، « 1 » « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ . » « 1 - » زليخايش به شهوت در خانه آورد « 2 » ، ملكش « 3 » بعنايت بيرون آورد ، و حجت در پيش نهاد ، « 4 » « لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ . » « 2 - » عزيز مصرش به زندان كرد ، ملكش به حكمت بيرون آورد ، « 5 » و حقيقت در پيش نهاد ، « الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ . » « 3 - » مؤمن « 6 » به حسرت در گور شود ، ملكش « 7 » بقدرت بيرون آورد ، و جنت در پيش نهد ، « عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ . » « 4 - » آه اگر بدل جنت عبرت بود ، آه اگر بعد از عبرت الزام حجت بود ، آه اگر بعد از لزوم حجت درد فرقت بود ، آه اگر بعد از ظهور فرقت نوميدى و خيبت بود . شعر گر به درد و حسرت اندر گور گردى خاكسار * هم نگيرى جاودان « 8 » اندر كنار او قرار روز حشرت از ملك آيد نداى سهمناك * پس كنون از خواب مرگ آگاه گردو « 9 » سر برآر تا بدانى تو كمال صنع و عدل و فضل من « 10 » * تا ببينى « 11 » تو نهانيهاى قدرت آشكار يك زمين دشت بينى زو كرانه « 12 » ناپديد * خلق بينى رسته زو همچون نبات اندر بهار
--> ( 1 ) - + قوله و تعالى ( 2 ) - برد ( 3 ) - ملك تعالى ( 4 ) - + قوله تعالى ( 5 ) - + صدق ( 6 ) - همچنان مؤمن ( 7 ) - + تعالى ( 8 ) - در متن : جاويدان ( 9 ) - از خواب آگه گرد و آنگه ( 10 ) - فضل ما و عدل من ( 11 ) - بدانى ( 12 ) - كناره ( 1 - ) سورهء يوسف / 21 ( 2 - ) سورهء يوسف / 24 ( 3 - ) سورهء يوسف / 51 ( 4 - ) سورهء حديد / 21