أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

175

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

ديگر اگر ترا عطا دهد ، ترا « 1 » از خود مشغول كند ، و اگر بلا دهد ، ترا به خود مشغول كند ، اگر بر « 2 » مشغولى ازو شكر واجب كند ، [ 45 ب ] ، بر مشغولى « 3 » به دو شكر واجب‌تر . اهل تحقيق گفته‌اند نعمت را سه شكر است و محنت را شش شكر است « 4 » . اما سه شكر نعمت آنست كه چون نعمتى به تو رسد گويى الحمد للّه ، كى اين نعمت به آشنايى است ، « 5 » بيگانگى نيست « 6 » ، بىمنت است ، « 7 » با منت نيست « 8 » ، از حلال است ، « 9 » از حرام نيست « 10 » . و آن شش شكر محنت « 11 » آنست كى چون ترا « 12 » محنتى رسد گويى الحمد للّه كى اين به دنياست ، « 13 » بعقبى نيست « 14 » ، از حق است ، « 15 » از خلق نيست « 16 » ، گذرنده است ، « 17 » پاينده نيست « 18 » ، بر تن است ، بر دين نيست « 19 » . به حد طاقت است ، بيرون طاقت نيست . بعوض است ، رايگان نيست « 20 » . پس چون اين شش شكر بكردى ، راه شكر محنت بگذارده‌اى « 21 » . پس اگر در نعمتى ، شكر كن تا زيادت يا بى ، و اگر در محنتى ، شكر كن تا فرج « 22 » يا بى . قال اللّه تعالى : « ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ . » « 1 - » و اما آنچ ميان تو و خلق است ، مايهء آن شفقت است و اخلاق « 23 » ؛ زيرا كى كار خلق با تو از دو بيرون نيست : يا وفا كند « 24 » يا جفا كند « 25 » . اگر وفا كند « 26 » ، شفقت واجب آيد ، و اگر جفا كند « 27 » ، واجب‌تر ، زيرا كى اگر جفا كند « 28 » ، ترا « 29 » از بندگى

--> ( 1 ) - ندارد ( 2 ) - ندارد ( 3 ) - بمشغولى ( 4 ) - ندارد ( 5 ) - + نه ( 6 ) - ندارد ( 7 ) - + نه ( 8 ) - ندارد ( 9 ) - + نه ( 10 ) - ندارد ( 11 ) - كه به محنت واجب شود ( 12 ) - ندارد ( 13 ) - + نه ( 14 ) - ندارد ( 15 ) - + نه ( 16 ) - ندارد ( 17 ) - + نه ( 18 ) - ندارد ( 19 ) - از « بر تن است . . . » ندارد ( 20 ) - + بر تن است بر دين نيست ( 21 ) - سپردى ( 22 ) - + سلوت ( 23 ) - و خلق است ( 24 ) - كنند ( 25 ) - كنند ( 26 ) - كنند ( 27 ) - كنند ( 28 ) - كنند ( 29 ) - + به وفا بندهء خود گردانند ( 1 - ) سورهء نسا / 146