يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

14

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

باشد . و پيشى هرگز « 1 » از آن جهت كه پيشى است « 2 » با پسى « 3 » جمع نشود « 4 » . و اين پيشى عبارت نيست از چيزى كه با حادث بهم نتواند « 5 » بود ، هم چون فاعلى « 6 » يا جوهرى يا عرضى « 7 » ، زيرا كه اين همه در وقت وجود حادث موجود توانند بود . و پيشى حادث با حادث جمع نشود ، پس عرضى « 8 » ناثابتست و آن حركت باشد « 9 » . و پيشى « 10 » دور تر از پيشى باشد كه پيشيها متفاوتست ، پس كمّيتى دارد ، پس اين پيشيها ناثابت « 11 » از زمانست . و زمان مقدار حركتست ، چون متقدّم و متأخّر او را در عقل جمع كنيم ، و نه مقدار هر حركتى بلكه مقدار حركتى نامنقطع كه ظاهرتر آن همه باشد ، و آن حركت يوميست آفتابرا از مشرق تا به مغرب . پس اگر زمان حادث باشد بجملگى ، چنان كه او را نخستى باشد و محلّش را نيز ، او را پيشى بود و آن پيشى هم زمانى باشد چنان كه بيان كرديم . پس پيش از همهء زمان زمانى باشد و حركتى كه زمان ازوست و محلّ حركت را . و اگر زمان را و محلّش را انقطاعى باشد ، او را پسى بود . هم برين « 12 » قياس قبلى زمانى « 13 » لازم آيد ازين هر دو تقدير ، كه پيش از همهء زمان و پس از همهء زمان زمانى باشد و اين محالست . و اگر زمان از حركت مستقيم بودى « 14 » بىنهايت نرفتى « 15 » ، كنارش ظاهر شدى ، و اگر باز گرديدى « 16 » بعد از انقطاع همچنين ، و لازم آمدى كه زمان « 17 » منقطع

--> ( 1 ) هرگز : - SH ( 2 ) است : + هرگز SH ( 3 ) پسى : پس SHF ( 4 ) نشود : شود F ( 5 ) نتواند : تواند SH ( 6 ) فاعلى : فاعل SH ( 7 ) عرضى : + ثابت SH ( 8 ) عرضى : عرض SH ( 9 ) و آن حركت باشد : - F ( 10 ) پيشى : پسى F ( 11 ) ناثابت : - S ( 12 ) هم برين : بر F ( 13 ) قبلى زمانى : يكى F ( 14 ) بودى : بود F ، بودن SH ( 15 ) نرفتى : برفتى F ( 16 ) گرديدى : گردندى F ، گردى SH ( 17 ) زمان : به زمان SH