يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
مقدمهء مصحح 50
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
آقاى سبزوارى در چهارده رسالهء خود نيز ( ص 212 - 219 ) رسالهاى تحت عنوان « داستان سيمرغ و كوه قاف ( سيّاح و باز ) » چاپ كردهاند كه همان رسالهء « عقل سرخ » است لكن نسخهاى كه مأخذ آن بوده است ذكر نشده است . 7 - روزى با جماعت صوفيان : حكايت در خانقاهى آغاز مىشود كه در آن هر كس از شيخ خود سخن مىگويد . قهرمان داستان از قول شيخ خويش به لسان تمثيل ساختمان جهان و ترتيب افلاك بيان مىكند و سؤالاتى دربارهء نجوم مىشود كه به آن پاسخ داده مىشود . شيخ به اين نوع سؤالها اعتراض كرده مىفرمايد مردمى كه به ستارگان نگرند سه گروهند : عوامّ كه فقط پديدارها را ببينند و منجّمان كه علم به ظواهر آسمانها يابند و محقّقان كه سرّ آسمانها بدست آورند . سپس شيخ دستوراتى جهت اطّلاع از سرّ آسمانها مىدهد كه عبارت از رياضت و خلوت و چلهنشينى است كه پس از آن چشم دل به عالم غيب روشن شود . رسالهء « روزى با جماعت صوفيان » يك بار توسّط مرحوم دكتر مهدى بيانى ( طهران ، 1317 ) مبتنى بر نسخهء كتابخانهء سلطنتى انتشار يافته است . 8 - رسالهء فى حالة الطفوليّة : در آغاز قهرمان از كودكى خود سخن مىگويد كه به دنبال كودكان ديگر به طلب علم و استاد رفت و در صحرائى شيخى را ملاقات كرد و مدّتى نزد او تلمّذ كرد و الفبائى از او آموخت . روزى با نااهلى نزد شيخ مىرود و به علّت