يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
مقدمهء مصحح 36
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
قدم به عالم نفس مىنهد با نظر گاهى ديگر به موضوع مىنگرد كه با ديد مشّائيان اختلاف اساسى دارد . حكماى مشّائى چه اسلامى و چه يونانى علم النفس را فصلى از طبيعيّات محسوب داشته و بيشتر به شرح قوى و فعّاليّتهاى نفس توجّه دارند در حالى كه شيخ اشراق علم النفس را به مباحث الهيّات نزديك مىسازد و سخن او در نيروهاى نفس نيست بلكه ارائهء طريق در چگونگى نجات نفس از زندان تن و رهائى انسان از ظلمات جهان مادّى است . علم النفس سهروردى ثمر بحث نظرى نيست بلكه محصول يك درون نگرى و آگاهى به ضمير است كه فقط از طريق رياضت و مهار كردن اژدهاى نفس امّاره امكانپذير است . در اينجا است كه فرق اصلى بين حكمت مشّائى و اشراقى آشكار مىشود و انسان بوضوح درك مىكند كه علم النفس اشراقى از مشاهده و سير درونى كه نتيجهء حكمت عملى و به كار بستن اصول اخلاقى و عرفانى است بدست مىآيد نه از صرف بحث و فحص و قيل و قال . و به همين جهت هدف اين علم متوجّه كردن طالب به امكان نجات انسان از قيد محدوديّتهاى مادّى و وصال به آزادى واقعى است كه فقط در افق بىانتهاى فضاى عالم ملكوت امكانپذير است . چنين علم النفس البتّه بستگى كامل به آگاهى از آغاز ملكوتى روح انسان و اهميّت جهان فرشتگى در عالم پائين دارد . به همين جهت علم النفس اشراقى همواره با يكى از اساسىترين اصول حكمت سهروردى توأم است كه همان اعتقاد به عالم ربّ النوعى و مثالى است . مراتب طوليّه و عرضيّهء نور و انوار قاهره و مدبّره و اسپهبدّيه كه سهروردى با چنان دقّت