يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

مقدمهء مصحح 26

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

( 9 ) امّا در حكمت عملى ، فانّه كان من السابقين الاوّلين ، به صورت بزىّ قلندران مىزيست و مرتكب رياضات شاقّه بود بنوعى كه ابناى زمان از ارتكاب و احتمال امثال آنها عاجز و قاصر بودند . در هفته يك نوبت افطار مىكرد و طعامش زياده بر پنجاه درم نبود . و اگر در طبقات « 1 » حكما سير كنى و تفحّص احوال ايشان نموده ، منزلت هر يك را شناسى ، نزديك است كه زاهدتر و يا فاضلتر از و نيابى اصلا . التفات بجانب دنيا نمىگماشت و اهتمام بحصول مرادات « 2 » آن نداشت . در باب نوشيدنى و خوردنى پروا نمىكرد و به آنچه روى مىداد مىساخت ، و سخنان شرف و رياست و بزرگى را به گوش رضا اصغاء نمىنمود . در بعضى احيان كسائى و كلاه سرخ درازى بر سر مىنهاد . و بعضى اوقات مرقّع مىپوشيد و خرقه بر بالاى آن ، و گاهى بزىّ صوفيّه بر مىآمد « 3 » . . ( 10 ) و اكثر عبادتش گرسنگى و بيدارى و فكر و تأمّل در عوالم الهى بود ، و قليل الالتفات بود برعايت خلق و كثير السكوت و مشغول به خود بود . سماع و نغمات موسيقى را بغايت دوست مىداشت . صاحب كرامات و آيات بود . شنيدم از علماى عامّه از كسانى كه ايشان را بهره و حظّى از علوم حقيقى نبود كه مىگفت شيخ علم سيميا را مىدانست و گمان مىكردند كه به اين علم چيزهاى نابود را به صورت بود وجود مىداد . اين سخنان از جملهء خرافات و هذيانات است و عدم شناخت احوال اخوان التجريد . بلكه بنهايت مقام اخوان التجريد رسيده بود ، و ايشان را مقامى است كه در آن مقام قادرند بر ايجاد هر صورتى

--> ( 1 ) در طبقات : از طبقات F ( 2 ) مرادات : مراوات F , - A ( 3 ) مىآمد : مىآيد F