يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
55
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
متغيّر شود ، و در « 1 » حقّ واجب الوجود « 2 » و عقول « 3 » اين محالست . و اين اقلّ « 4 » عددست مر عقول را كه بر آن بر همان قائم مىشود ، و مانعى « 5 » نيست كه بيشتر ازين باشند ببسيارى ، و لكن كم ازين نشايد كه باشد و ياد كرديم در ديگر « 6 » كتابها كه عدد ايشان سخت بسيارست . و اللّه اعلم « 7 » . فصل هشتم در اسباب حوادث و خير و شرّ و قضا و قدر ( 62 ) بدان كه هر چيزى كه او « 8 » حادث شود علّت او نشايد كه بجملگى پيوسته بوده باشد « 9 » ، كه اگر چنين بودى معلول نيز موجود بودى با او پيوسته ، و نه چنين است . پس او را علّتى بايد حادث « 10 » بجملهء « 11 » اجزايش يا ببعضى « 12 » . و اين سخن در آن حادث كه علّتست يا جزو علّت باز آيد و او را علّتى ديگر بايد حادث ، و سخن در آن علّت و جزو علّت « 13 » همچنين متوجّه مىگردد و هرگز منقطع نشود . پس هر حادثى را علل لايتناهى بايد ، و نشايد كه همه بهم جمع شوند كه ما بيان كرديم كه هر عددى مرتّب « 14 » كه آحادش جمع شوند نهايتش واجب آيد « 15 » . پس سلسلهء علل حوادث بهم جمع نشوند « 16 » ، پس اين علل البتّه متجدّد « 17 » باشند
--> ( 1 ) و در : در F ( 2 ) واجب الوجود : واجب SH ( 3 ) عقول : + و F ( 4 ) اقل : اول H ( 5 ) مانعى : مانع F ( 6 ) در ديگر : - F ( 7 ) و اللّه اعلم : در ديگر F , - S ( 8 ) او : - SH ( 9 ) باشد : باشند F ( 10 ) بايد حادث : حادث بايد TSH ( 11 ) بجمله : بجملگى S ( 12 ) ببعضى : بعضى F ( 13 ) علت و جزو علت : - F ( 14 ) مرتب : قريب F مترتب T ( 15 ) آيد : شود SH ( 16 ) نشوند : نشود SH ( 17 ) متجدد : متحد H