ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى

مقدمهء ناشر 24

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )

تمام و جوش و جذبهء بسيار با شعر آميخته و با ذكر حكايات دلنشين و افسانه‌هاى شيرين همه را فريفته و دلباختهء سخنان خويش نموده‌اند با اين حال همگى به تقدّم حكيم سنائى معترف و در ابداع اين شيوه و ابتكار اين طريقه او را استاد و پيشواى خويش دانسته‌اند . مولانا جلال الدين در غزلى كه بدين مطلع است : ما عاشقان به خانهء خمار آمديم * رندان لاابالى و عيار آمديم فرمايد . عطار روح بود و سنائى دو چشم او * ما در پى سنائى و عطار آمديم و در كتاب مثنوى هم همه جا او را يا به نام حكيم و يا حكيم غزنوى نام برده و در تعظيم وى مبالغه مىنمايد . شعراء ديگرى كه عدهء آنها بسيار است مانند خاقانى و مختارى غزنوى و سيد حسن اشرف و غيره به دو معتقد بوده و او را ستوده‌اند . سنائى نه تنها در ميان شعرا مرتبهء عالى و بلندى داشته است بلكه چنان كه اشاره شد او را در ميان صوفيه و عرفا و صاحبان ذوق و حال مقام شامخى است و سخنان او در زبان بزرگان اين طايفه جارى و مستشهد به اين قوم است احمد غزالى ( متوفى 517 ) كه از عرفاء بزرگ و معاصر سنائى است ، در مؤلفات خود به گفتار و اشعار او استشهاد جسته و در نامه‌اى كه به عين القضاة همدانى نوشته و به نام سوانح مشهور است چندين جا اشعار او را ذكر كرده است و همچنين مولانا در آثار خويش مكرّر سخنان وى را با تعظيم تمام آورده است و اين دليل بلندى مقام و بزرگى مرتبهء وى در ميان اين طايفه است آثار وى همه از نظر لفظ و معنى با افكار بلندى كه مخصوص خود اوست در نهايت فصاحت و بلاغت است و ليكن كتاب حديقة الحقيقة وى كه واسطة العقد اين آثار است از شاهكارهاى نظم فارسى است و كمتر كتابى بدين پايه و مايه از سلامت و روانى الفاظ و دقت معانى و مطالب عاليه است . كتاب حديقه در تمام عالم متمدن تأثير كرده و در ابيات جهان نيز مقام شامخ و ارجمندى را احراز نموده و قسمتى از آن به زبان انگليسى ترجمه شده است .