ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى
مقدمه 16
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )
پانصد و بيست و هفت هلالى ] « 1 » كه او را از كارگاه مجاهدت به بارگاه مشاهدت آرند ، تا از پايگاه خدمت به دستگاه حشمت رسد ، و از ميدان ستايش به ايوان بخشايش خرامد ، ) و نامش از ديوان عام به جرايد خواص ثبت كنيد ( و چنانك به صفوت ملكيست به صورت « 2 » ملكى شود ) . من بنده در خودشناسى پاس اين نعمت با هزار سپاس « 3 » به ديدهء جهان ديده بداشت « 4 » ، و منت اين رتبت به جان جان برداشتم « 5 » ، ( آن جام لطف نوش كردم ، و ليكن ) « 6 » چون در خلا تشريف محاورت دادند مطلق يافتم « 7 » ، پيش آن آسمان احسان زمين ايوان را بوسه دادم ، و گفتم « 8 » زندگانى پادشاه ( عالم ، ملك ) « 9 » اسلام در نفاذ امر و حصول مأمول هر دو « 10 » جهان دراز باد ، ( اين بنده خرس حرص بر خويشتن چير نكردست ، و در خرسندى بر خويشتن باز كردست « 11 » ، و ) هرگز طعم طمع نيافته است ، و آوازهء آز به گوش و هوش من بنده نرسيده است ، [ و دست نيازمندى از آستين نيازمندى بيرون نياورده . ( شعر ) « 12 » ] ديوانه نيم نه نيز « 13 » گم شد هوشم * بىرزق نمانم ارچه كمتر كوشم گر بىبرگى « 14 » به مرگ مالد گوشم * آزادى را به « 15 » بندگى نفروشم « 16 »
--> ( 1 ) - آنچه ميان قلاب گذاشته شده فقط در نسخه موزه كابل و نسخه عكسى حديقه كتابخانه اسعد افندى كه به شماره 1383 كتابخانه مركزى دانشگاه تهران است مىباشد . ( 2 ) - ه : صفوت ( 3 ) - ن . ط : من در خويشتن شناسايى پاس اين سپاس ( 4 ) - ط : بداشتم ( 5 ) - و اين منت را به مزيت عقل و جان برداشت ن : و اين منت را به منت جان برداشت ( 6 ) - آنچه ميان پرانتز است در ن نيست ( 7 ) - محاورت يافتم . ك : چون در خلوت تشريف محاوره يافتم ( 8 ) - ج . ن . ط : زمين ايوان بوس دادم و گفتم ( 9 ) - ( ملك عالم ) در آ . ه حرون : ( 10 ) - در هر دو ( 11 ) - در آ ج و ن نيست ( 12 ) - از نسخه آ . افتاده است ( 13 ) - ه : ديوانه نيم نيز ( 14 ) - ه ج : گر بىبرگم ( 15 ) - ه . كآزاد ترا بندگى بفروشم آ . ج . كازادى را ( 16 ) - آنچه ميان قلاب است در ن نيامده