شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 94
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
الى ربّك المنتهى ( 53 / 42 ) b 30 . گفتنى است كه مؤلف جز در مواردى كه آيه را از جهت لفظ و معنى در داخل عبارات فارسى درج كرده ، در ديگر موارد پس از نقل نصّ آيه ، ترجمهاى با بينش عرفانى از آيات آورده كه از نظر تاريخ ترجمههاى عرفانى قرآن مجيد سودمند است . به اين نمونهها بنگريد : تحيّتهم يوم يلقونه سلام ( 33 / 44 ) ؛ خداوند جلّ جلاله فردا بىواسطه و بىگفت اين و آن سلام گويد دوستان خود را . a 6 ، انى اعلم ما لا تعلمون ؛ شما كه نظارگيانيد بر منظر اعلى ، به نظاره مىباشيد كه اسرار الهيت ما را ما دانيم خواطر مختصر . . . و بصاير معلول محدث را به اسرار الهيت ما كى راه بوده است ؟ a . 6 . استناد به احاديث قدسى و نبوى / گفته شد كه سمعانى از محدّثان روزگارش بوده و غرض سماع كتب حديث به نيشابور رفته بوده است . تسلط او بر احاديث نبوى و قدسى از لابلاى روح الارواح پيداست ، و هم قياسها و تطبيقهايى كه ميان آيات قرآنى و احاديث نبوى مىكند ، حاكى از ورزيدگى اوست در اين زمينه . سمعانى به رغم بسيارى از ارباب طريقت - كه فقط صحت و مقبوليت متن حديث را معتبر مىشمارند و ذوق باطن و قبول قلب را معيار صحيح بودن حديث مىدانند - هم به قبول دل در نقل احاديث توجه دارد ، و هم به سند روايت و سلسلهء روات . از اين رو تعداد زيادى حديث قدسى و نبوى كه در كتاب حاضر آمده ، به لحاظ شناخت احاديث مقبول صوفيان و خانقاهيان - كه متأخّران بيشتر آنها را موضوع مىدانند - مفيد تواند بود . به هر حال ، مؤلف در بسيارى از موارد كه به لفظ حديث استناد كرده ترجمهء فارسى آن را نيز آورده است . چنانچه در جايى مىخوانيم : من تواضع لاجل غناه ذهب ثلثا دينه ؛ هر كه توانگرى را براى توانگرى او تواضع كند دو بهر ( كذا فى الاصل ) از دين وى برود ، a 31 . نيز سمعانى پارهاى از احاديث را ضمن مباحث عرفانى شرح و تفسير كرده كه از نظر « حديث صوفى » و نظرگاه خانقاهيان نسبت به مفاهيم احاديث ، و هم پيوندى كه ميان نكات عرفانى و احاديث نبوى در عرفان اسلامى برقرار شده ، قابل توجه است . به اين تفسير گونهء حديث مشهور « لا احصى ثناء عليك . . . » توجه كنيد . « گفت لا احصى اقرار به عجز است چنان كه گفت اعوذ بك منك خبر از قدرت است و اين عجز صفت توست همچنان كه قدرت صفت حق است . يا محمد ! هنوز در نظارهء