شهاب الدين احمد سمعانى

630

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

بسرشتند آدم كه سر همّت از هواى خلقيّت در گذاشت همه دردها را شفا در وى نهاده و او را درد بىشفا داده . چهار مهتر از ايشان - جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل - پى درد آدم گرفتند تا بوكه راهى برند ، كس پى راه آن درد باز نيافت 11 . اى ميكائيل اكنون كه در اين درد مىسوزى بر درگاه رزق ايشان بنشين تا قوتى 12 كه از حضرت آن درد را مىفرستند نسيمى از آن قوت به دماغ تو مىرسد دماغت تر مىدارد . و جبرئيل را گفتند : تو آمد شدى مىدار ، قوتى به سينهء ايشان مىرسان 13 آخر چون بر سر مايده ايستاده باشى ، لقمه‌اى از تو دريغ ندارند 14 . اى عزرائيل تو بر درگاه مرگ بنشين تا آن خرقه كه در سفر داشته‌اند بردارى . يا اسرافيل صور بر دهان نه ، چون سر از خاك برآرند جامهء ديگر پوشند تو آن خرقهء پيشين بردار . مهتران را چنين كسى بود مخصوص ، جامه‌دار گويند . اى اسرافيل تو جامه‌دار ايشان باش . نهاد آدم - عليه السّلام - درختى بود جامع ، ميوهء لذيذ را در وى سرمايه 15 بود ، حنظل تلخ را در وى مايه بود . نه مختصر نهادى نهادند نه پست اساسى افكندند تو خود را از خود چه دانى از عقل و روح و دل جز نام ندانى ، ايشان امروز روى نگشايند در شهر روم روى به تو نمايند . شجرهء نهاد آدم مددهاى گوناگون داشت ، لاجرم از وى ثمره‌هاى گوناگون پديد آمد . هر ورقى نقشى ديگر ، صد هزار و بيست و اند هزار محفوظ معصوم از اين درخت بدر آمدند 16 . اگر گلت بايد بدين درخت آى ، و اگر خارت بايد هم بدين درخت آى . بهشت آراستهء اين درخت است و هفت دركهء دوزخ افروختهء اين درخت است . اينت عزيز تخمى آن روز كه اين تخم مىكشتند عالم سرگردان شدند تا خود اين تخم چيست ؟ تخم را كارنده داند نه نظارگى نظّاره سبزى برگ داند ، او چه داند كه ميوه چه طعم دارد ؟ درخت خرما درختى است به صورت زشت ، خارها بر وى رسته ، ليكن گويند : صبر كن كه اين را ثمره غرسى باشد و آن غرس را طلعى پديد آيد و از آن طلع نورى ، و از آن نور خوشه‌اى ، و از آن خوشه بسرى ، و آنگه روزى چند برآيد طعم گيرد بواسطهء نسيم هوا مژه پذيرد ، آنگه شفاى بيماران شود ، طعام گرسنگان گردد ، مايهء بازارگانان گردد 17 . اى درويش درختى است كه آب از جوى خورد ، و درختى است كه آب از چشمه خورد ، و درختى است كه آب از آسمان خورد . باز درختى است كه بيخ به آب برده است اگر او - جلّ جلاله - / a 214 / آب خوردن اين درخت به خلق باز گذاشتى كس ندانستى كه آب اين درخت از كجا بايد داد ، كارنده اوست و دارنده اوست و آب‌دهنده اوست . چندين هزار تعبيه