شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 70
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
يكى از ويژگيهاى بسيار آشكار و پيدا در هنر نويسندگى سمعانى تكرار صفات چندگانه است به صورت اضافى ، كه در بيشترى صفحات روح الارواح مشهود است . به اين چند نمايه توجه شود : اين تاج رسالت ببر بر سر آن مرد سمائى همت آدمى صفوت نوحى دعوت خليلى فصاحت اسماعيل نسبت ايوبى صبر الياسى شكر سليمانى جلال يوسفى جمال موسوى صلابت عيسوى زهد نه . / a 134 / ما اين خلعت رؤيت در صندوق غيرت نهادهايم . . . تا كه نوبت آن مرد فرد خليلى جلال يوسفى جمال سليمانى كمال دررسد . / a 43 / موسىوار در ميقات بىقرارى نعرهء ارنى زد ، و از معشوق نازنين معانى جواب لنترانى شنيد و كوه نفس خاكباش راهزن شورانگيز دكا دكا ببرد . / b 3 / آن ممتحن بلازدهء جان بلب رسيده در زير بنى خار افتاده بود . / a 12 / چون سلطان جمال آتش تيغ قهر جلال بىنيازى بركشد جان صد هزار پروانه به جوى . / a 14 / روز فتح مكه با ده هزار مرد مبارز تيغ زن نيزهگذار سلاحپوش كه لا يرى منهم الّا الحدق . / b 28 / و چون بندهء مؤمن موحّد موقن معتقد دانست كه موجود على الحقيقة ذو الجلال است . . . / b 146 / يكى ديگر از ويژگيهاى هنر نويسندگى سمعانى استناد زياد اوست به مثلها و مثلوارههاى فارسى . بهطورى كه گاه عين مثل را از قول ديگران نقل ، و گاه مثلوارهاى را در داخل عباراتش درج مىكند ، و گاه در بافت رايج و عادى مثلها به مناسبتهاى ساخت زبانى تصرفاتى روا مىدارد . فهرست كامل امثال موزون و غير موزون در روح الارواح را در پايان كتاب آوردهايم ، در اينجا به نمودن چند نمونه از آنها بسنده مىكنيم : آن زن را كه دل در موسى بست هم چهار ميخ كردند . / 158 / هر كه ما را آتش ندهد آتش در خانومانش زنيم . / b 131 / بگوى تا باز دهد تا آسمان بر زمين نزنيم . / 131 / رنجى برگير و تا روزى چند گنجى برگير . / b 28 / پتك بر آهن سرد چه زنى . / a 92 /