شهاب الدين احمد سمعانى

607

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

از ابن عطا آورده‌اند : من سكن الى شىء دون الحقّ كان هلاكه فيه ؛ و لهذا قال عليه السّلام : لا تكلنى الى نفسى طرفة عين 12 . چون سادات طريقت در قرب مقامى بياوند و حالى بر ايشان كشف شود از بيم آنكه نبايد كه استدراج بود در آن حالت چنان متحيّر گردند كه خود را از زانيان و دزدان و خراباتيان كمتر دانند . اى جوانمرد ! شير شفقت مادرى دارد امّا چنگال تيز دارد ، و مور در بچّهء شير افتد شير خواهد كه به حكم شفقت مور از او جدا كند ، ليكن تيزى چنگال را چه كند ؟ اگر چنگال تيز نباشد شير نباشد و اگر شفقت نباشد مادر نباشد . مادر با مهر است ليكن شير است . از مهر مادرى شفقت مىزايد و از صفت شيرى هيبت مىزايد . او اكرم الاكرمين است و جبّار و قهّار است . مسأله‌اى است در فقه ، حكم شرع آن است كه صيد كردن در حرم حرام است امان شرع درست است ، ليكن صيد خود ترسنده است ؛ زيرا كه خايف به طبع است . شرع گفت : در احرام و حرم صيد مكنيد و اگر صيد كنيد جزا واجب شود . صيد را گفتند : تو چرا ايمن نمىگردى ؟ گفت : ضعيف را از قوى روى امن نيست . به حقّ حق كه اگر دل صد و بيست و اند هزار / b 205 / نقطهء عصمت به تو نمودندى همّت چون تذرو ديدى در مخلب باز . يدخل الجنّة اقوام من امّتى قلوبهم مثل افئدة الطّير . اگر او فردا - جلّ جلاله - به فضل خود با خلق مسامحت نكند و آنچه حقّ وى است آشكارا كند هيچ نتوانيم گفتن . سلطان عدل چون در مصاف جلال و عزّت تيغ قهر و سياست بكشد اوليا و انبيا را زهره آب گردد . و به قوّت كوهها در نگريد كه چون متلاشى مىگردد ، وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا . و دل از قوّت خود برگيريد ، به عمل عزازيل نگريد و دل از عمل خود برداريد ، به علم بلعام نگريد و دل از علم خود برگيريد ، مقامرى كنيد و پاك بازيد . بيت جاى من زين پس خراباتست و كار من قمار * غرقهء اين بحر گشتم تا كجا سر بر زند 13 آدم را علم داد . وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ ، و مصطفى را قوّت و نصرت داد : نصرت بالرعب ؛ آنگه آدم را گفت : إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . اين چيست ؟ تقاضاى علم بر كمال ما . مصطفى را گفت : ليس لك من الامر شىء . اين چيست ؟ قدرت بر كمال بىزوال ما . علم ما راست و