شهاب الدين احمد سمعانى
588
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
خلق به تعجب مىنگرستند : من ترا سه مسئله خواهم پرسيد ، فهل انت تجيب لى ، فقلت بشرطين : احدهما ان تخبرنى بما ذا عرفتنى . و الثّانى اذا اجبتك و رضيت سألتك ثلاث مسائل ، فتجيبنى ، فقال : نعم . ترا خبر دهم كه به چه شناختم ترا ، و ليكن به سرّ در گوش تو گويم ، و جواب آن مسائل كه مىپرسى به آشكارا بگويم . گفتم روا بود . هر دو بر اين عهد كرديم و اهل روم به تعجّب مىنگرستند تا خود اين چه حالت است آنگاه دهان در گوش من نهاد و گفت : عرفتك بنور ايمانك 9 . آنگاه به آواز بلند از من سؤال كرد كه رسول شما با شما چنين گفته است كه در بهشت درختى است در هر گوشكى از آن درخت شاخى است آن را در دنيا مثال چيست ؟ گفتم : آفتاب است كه يكى است و از او در هر سرايى نورى و شعاعى است . اسقف گفت : صدقت . پس مرا گفت : رسول شما ، شما را چنين خبر داده است كه اهل بهشت طعام و شراب به كار مىبرند و از ايشان هيچ حدث نيايد ، اين را در دنيا هيچ مثال هست ؟ گفتم : هست ، الجنين فى بطن امّه يتغذّى و لا يبول و لا يتغوّط . اسقف گفت : صدقت . سديگر گفت : رسول شما شما را خبر داده است كه لقمهاى و حبّهاى و ذرّهاى روز قيامت در ميزان چون جبلى عظيم بود ، اين را در دنيا مثال هست ؟ گفتم : هست ، بامداد كه آفتاب برآيد يا نماز شام كه فروشود چوبى كه گزى يا دو گز باشد پيش آفتاب بدارى چندين گز نمايد . اسقف گفت : راست گفتى . گفتم : اكنون وقت سؤال من آمد ، فقال : اسأل ، فقلت : ما عدد ابواب الجنان ؟ فقال : ثمانية . فقلت : ما عدد ابواب النّيران ؟ فقال : سبعة . قلت : صدقت ، فقلت : اخبرنى ما الّذى هو مكتوب على باب الجنّة / a 199 / فسكت الاسقف فقلت : اجب . فتوقّف و سكت . آن مردمان گفتند : جواب ده تا اين مرد غريب نگويد كه اسقف جواب اين مسئله نمىداند . گفت : اگر از جواب چاره نيست اين جواب با زنّار و صليب راست نيايد ، زنّار و صليب بگسست به آواز بلند گفت : مكتوب على باب الجنّة : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه . روميان چون اين كلمه شنيدند يكى دشنام مىداد يكى سنگ مىانداخت ، اسقف روى به آن غريب كرد كه از قرآن هيچ حفظ دارى ؟ گفت : دارم ، و آواز خوش داشت به آواز خوش اين آيت برخواند كه وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ . و آن اسقف ساعتى عظيم بگريست ، پس ديگر بر آن منبر شد و به آواز بلند خود گفت : اى مردمان از ديدهء ما حجاب برداشتند از آسمان مىبينيم كه هفتصد ملك مىآيند با هفتصد هودج آراسته ، كه در آن هودجها ارواح شهدا به آسمان برند ، و من يقين مىدانم كه هفتصد كس از شما با من موافقت كنند در اين كلمه ؛ نگر