شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 61

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

يك‌سو همانند نگاشته‌هاى مذكور ارزش موضوعى دارد و از آثار ديرينهء پارسى درى به شمار مىرود ، و از سوى ديگر داراى ارزش ادبى است ؛ به اين معنى كه زبان روح الارواح داراى اسباب و شناسه‌هايى است كه بيشتر در زبان شعر فارسى مىتوان آنها را سراغ گرفت . البته اين نوع نگاشته‌ها در ميان آثار خانقاهيان و غير خانقاهيان در زبان فارسى نمونه‌ها و مانندهايى دارد . از آن جمله است نام نام‌آورهاى آن مانند تذكرة الاولياء عطار نيشابورى و كليله و دمنه نصر اللّه منشى . اين دسته از نگاشته‌هاى فارسى را مىتوانيم حد ميانهء شعر و نثر به شمار آوريم ، و با معيارهايى كه بر مبناى آنها آثار ادبى منظوم را مىسنجيم مورد بررسى قرار دهيم و ويژگيهاى مشترك و ممتاز آنها را مشخص كنيم و سيماى درخشان اين سبك نويسندگى را در عرصهء ديگر سبكهاى نويسندگى فارسىنويسان پيدا و آشكار سازيم . « 82 » به هرگونه ، روح الارواح ، يكى از ارزنده‌ترين نگاشته‌هاى كهن فارسى است كه به نثر شاعرانه پرداخته شده ؛ چون نويسندهء آن خود شاعر بوده و نيز پاره‌اى از مسائل عرفانى را كه با خيال و احساس رابطهء شگرف دارد مطمع نظر قرار داده و از خامه‌اش ريزانيده ، اثر او بيشتر رايحهء شعر دارد تا بوى نثر ؛ هرچند كه اين نظر در سرتاسر كتاب صائب نمىتواند باشد ، ولى سه چهارم اين نگاشته را با اصول مبتنى بر نظر مزبور مىتوان سنجيد . يكى از اسبابى كه كلام را به شعر نزديك مىكند و در نگاشته‌هاى ادبى و حتى غير ادبى فارسى ميدان دامنه‌دارى دارد كاربرد تمثيل است به مقصود توكيد موضوع مورد نظر ، و يا عينيت بخشيدن به مسائل انتزاعى و ذهنى . روح الارواح پر است از تمثيلهاى زيباى خيال‌انگيز ، كه بيشترينهء آنها به لحاظ عينى نمودن مفاهيم ذهنى به كار گرفته شده است . چنانچه تمثيلهاى زير كه مطالب خوف و رجا ، لطف و قهر و سماع و رقص عارفان را محسوس مىدارد : « چراغى كه در وى روغن نباشد روشنايى ندهد ، و چون روغن باشد تا آتش نبود ضيا ندهد ، و چون روغن و آتش باشد تا فتيله نبود كه هستى خويش فداى سوز آتش كند هيچ كار رونق نگيرد . پس خوف بر مثال آتش سوزان است ، و رجا بر مثال روغن مددكننده است ، و ايمان بر كردار آن فتيله است ، و دل بر شكل آن چراغدان . اگر همه خوف باشد چون چراغدانى باشد كه در وى همه آتش است و

--> ( 82 ) - اسمى با مسمّى كه مىتوان براى اين سبك نويسندگى عنوان كرد نثر شاعرانه است . گويا اين نام را آقاى شفيعى كدكنى عنوان كرده ، و مترصد بررسى و نقد آن مىباشند .