شهاب الدين احمد سمعانى
489
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
آب و خاك گردانيده 17 تا دست همّت پيش آرد كه ماييم سوختهء اين حديث . لانّ من تلقاه بذلّ الافلاس خير من ان تلقاه بدلال الاخلاص ، ذنب يفتقر به اليه احبّ الى الصّدّيقين من عمل يدلّ به عليه . چون آن گوهر صفوت و نقطهء دولت تيغ عزّت بركشيد ، هر كه خود را در پيشگاه مىدانست بيرون درگاه ديد ، قالُوا لا عِلْمَ لَنا قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ . يك استاد را معزول كردند و استادى ديگر بياوردند تا ملايكهء ملكوت را در مكتب رياضت اسامى در آموخت ، و نهاد آدم در عين آن كار بر منبر فقر مىگفت : اگر سرمايهاى ندارم كه بدان سود توان كرد ، بارى افلاس دارم كه خصم دفع توان كرد . ربّ العزّة همه فريشتگان را جمع كرد و خبر داد كه آدم را بخواهم آفريد ، انديشه كردند كه عزيز كسى است آدم ، كه او را چنين جلوه كردند . هنوز تپش تابش اين خطاب در سرها بود كه خطاب اسْجُدُوا لِآدَمَ * آمد ، يكى سر باززد ، اين چه بود ؟ حكم ازل درآمد و كلاه دولت او از سر برگرفت ، اين چه بود كه ما را افتاد ؟ اى لعين آن مهتر را چشم زخمى مىدربايست ، در خدمت آدم اگر همه دولتى باشد نيك نباشد 18 ، دولتيان و بىدولتان بيايند تا بىدولتان دولت دولتيان بيابند 19 . اختلاف نسخهها