شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 57

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

بعلاوه ، روح الارواح به لحاظ شناخت و آشنايى با آراء ، اقوال ، اخبار ، و هم سيرت و كردار پيران خراسان و مشايخ بغداد ، يكى از مآخذ موثق موجود به شمار مىرود . در اين كتاب حكايتهايى بيشمار در خصوص رفتار « اهل حقيقت » با عامهء مردم و روابط آنان با يكديگر ، و نيز برخورد آنان با « اهل معاملت » آمده است كه نه تنها از جهت سيره‌نويسان احوال مشايخ طريقت مفيد مىنمايد ، بلكه در شناخت تاريخ تصوف و پايگاه خانقاهيان در ميان عامهء مردم حايز اهميت است . سمعانى پيران طريقت را به عنوان « گدايان سلطان‌وش » و « عزيزان طريقت » و « افتادگان در انجمن عاشقان » مىخواند ، و از بعضى آنان مانند حلّاج و بايزيد به صورت « ديوانهء عراق » و « شوريدهء بسطام » ياد مىكند ، و سخنان آنان را به نقد مىگيرد و صفت « شگرف » را به پاره‌اى از آنها اضافه مىكند . بيشترينهء اقوال و سخنان منقول خانقاهيان در روح الارواح از اين مشايخ است : ابو الفضل نيشابورى ، ابو القاسم مذكّر مروى نيشابورى ، سفيان ثورى ، فتح موصلى ، شبلى ، حسن بصرى ، جنيد ، ابو العباس عطا ، ابو سليمان دارانى ، حلّاج ( مكرر ) ، ابو القاسم نصرآبادى ، حارث محاسبى ، استاد بو على دقّاق ، ذو النون مصرى ( مكرر ) ، يحيى معاذ رازى ( بسيار زياد ) ، ابراهيم ادهم ، بو حبيب بدوى ، داود طائى ، ابو بكر عيّاش ، بشر حافى ، ابو بكر واسطى ، ابو الحسن خرقانى ، ابراهيم شيبان ، يعقوب نهرجورى ، عبد اللّه بستى ، ممشاد دينورى ، لقمان سرخسى ، ابراهيم خواص ، ابو سعيد خرّاز ، سهل تسترى ، رابعهء عدويه ، حاتم اصم ، حكيم محمد بن على ترمذى ، استاد ابو القاسم قشيرى . نيز هم سخنان آبدار - به پارسى و عربى - از شيخ مهنه ، ابو سعيد ابو الخير ، در اين كتاب آمده است كه پاره‌اى از آنها در « مقامات » هاى موجود ابو سعيد مانند حالات و سخنان لطف اللّه ، و اسرار التوحيد محمد منور ديده نمىشود . عدم وجود اين اقوال در اسرار التوحيد امرى است بديهى ؛ زيرا مقامات مذكور سالها پس از روح الارواح پرداخته شده ، و به احتمال قريب به يقين مىتوان گفت كه محمد منور نگاشتهء سمعانى را ديده بوده ، و به آن نظر گونه‌اى داشته بوده است . اما پاره‌اى از سخنان ابو سعيد كه در اين كتاب هست و در حالات و سخنان نيست مسأله‌اى است حايز اهميت ، كه روزگار پرداختن ابو روح لطف اللّه را به حالات و سخنان ابو سعيد به‌طور تقريبى ، نه به گونهء تحقيقى - محقّق مىكند . من بنده مىپندارم كه لطف اللّه حالات و سخنان را پس از آمدن اتسز خوارزمشاه به دشت خاوران و ميهنه ، يعنى