شهاب الدين احمد سمعانى
467
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
50 . - الحميد حميد به معنى حامد بود ، ستايندهء خود ، و ستايندهء مؤمنان . و به معنى محمود بود ، ستوده . و به معنى ستودن خود مر خود را ، و ستودن مؤمنان او را . و اوّل حمد از خداى بود جلّ جلاله مر خود را . فقال : الحمد للّه . ربّ العزّة 1 خلق را در وجود آورد و كسوت فطرت پوشانيد و بپرورد و روزى داد و از بلاها نگاه داشت و طاعات / b 156 / با تقصير قبول كرد ، و چون جفا كردند به پردهء فضل بپوشيد ، و به يك عذر از بسيار زلّات و جرايم عفو كرد و توفيق طاعت داد و از معصيت عصمت كرامت كرد و راه ايمان بنمود و دل را به معرفت بياراست و از كفر نگاه داشت و از قرآن منشور داد و سيّد المرسلين و خاتم النبيّين را قدوه كرد ؛ چون بندگان از گزارد شكر اين نعيم عاجز آمدند فضل و كرم خود پيدا كرد و لسان لطف را نيابت مفلسان و شكستگان داشت 2 ، و خود را حمد آورد كه الحمد للّه ربّ العالمين . در راه محبّت از دوست نيابت شرط بود ؛ گفت : نعمت دادم براى تو ، و شكر آوردم خود را به سزاى خود هم براى تو . من آن نعمتها كه ترا دادم بىتو دادم ، چنان كه بىتو قسمت كردم ، بىتو حمد آوردم . نيابت داشتن به حكم دوستى ، به اوّل اين است و به آخر همچنين باشد . چون در آسمان و زمين هيچ بنده نماند ، گويد : لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ؟ داند كه اگر دوستان را زبان سخن بودى ، گفتندى : للّه . از دوستان خود نيابت دارد ، گويد : للّه الواحد القهّار . آن الزام حجّت بر منكران بود و نيابت از دوستان باشد .