شهاب الدين احمد سمعانى

427

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

زخم قدح زفان او بود . نوح عزيز و شيخ الانبياء بود هزار كم پنجاه سال كوس دعوت مىزد جمعى اندك مسلمان شدند . آورده‌اند كه هر روزى آن سنگدلان 24 چندان آن مهتر را بزدندى كه از هوش برفتى ، چون به هوش باز آمدى ، مىگفتى : الحمد للّه . آرى بنا هرچند قوىتر خواهد بود ، اساس محكم‌تر نهند و گل قوىتر كنند . نوح تنگدل گشت از جفاى قوم خود ، دعا كرد : رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً . آب برگمار و اين عالم را در طوفان 25 آر . ربّ العزّة فرمان داد كه اى آسمان هين آب ريز ، و اى زمين هين آب برجوش . هر چه در عالم حيوان بود هلاك كرد . درد دل دوست ما به حق رسيد . اين كين خواستن رنج دل يك دوست از دوستان ماست . نمرودى را با آن همه طول و عرض به نيم‌پشّه هلاك كرد ، اين چيست ؟ مكافات درد دل خليل ما . اى درويش ! تو ما را 26 از دوستان ، بلكه عزيزترين دوستانى ، يقين بدان كه كار تو به فضل خود خواهيم ساخت 27 . شعر أنّ للّه بالبرية لطفا * سبق الامّهات و الآباء 28 بو يزيد گفت : اتعجب من حالتين : انا فقير فاحببتنى و انت غنّى فاخترتنى 29 . آنكه مختار ما بود و محلّ اسرار ما بود و منبع انوار / b 143 / ما بود و دلش آراستهء انوار ما بود ، كار او كار ما بود . وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ . از على - رضى الله عنه - روايت كرده‌اند كه لا جبر و لا تفويض . نه ترا فرا گذاشته‌اند 30 و نه به تو باز گذاشته‌اند ، در اين دو ميان بداشته‌اند . سلسله‌اى است يك سر به لم يزل پيوسته ، ديگر سر به لا يزال دربسته ، تا آنجا سر نجنبانند اينجا اين سر نجنبد 31 . اختلاف نسخه‌ها