شهاب الدين احمد سمعانى
420
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
دوست / a 141 / سخن گويى ، آنگه وى - جلّ جلاله - قرآن بفرستاد ، و اين قرآن حديث اوست با تو ؛ گفت : چون با ما حديث گويى ، هم حديث ما گوى ، و آنگه ما را با هيچ ظاهر حديث نيست حديث ما كه هست با دلهاست ، بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ . و اين ظواهر وسايط و وسايل است و استار و خدور است معانى غيب را . نخست جبرئيل را بفرستادند كه قبضهاى خاك بگير از روى زمين . جبرئيل بيامد تا بگيرد ، زمين فرياد خواست ، زيرا كه زمين بر مثال حقّهاى بود و در حقّه آن قبضهء خاك كه صدف درّ سرّ آدم بود آن فرياد كردن از سرمايهء غارت كردن بود . جبرئيل بازگشت ؛ اسرافيل را بفرستاد ، همچنين فرياد خواست ، بازگشت ؛ ميكائيل را بفرستاد ، فرياد خواست ، بازگشت ؛ عزرائيل را بفرستاد ، فرياد خواست كه اعوذ باللّه منك ، او گفت : اعوذ بالله ان اعود اليه و لن امضى امره . يك قبضه خاك بقهر ، بىرضاى زمين بگرفت و ضمان كرد كه اين قبضه به تو باز رسانم . حكمت در اين قبضه چيست ؟ آرى لطائف اسرار غيب در ظرفى وديعت بايد نهاد ، به قهر خاك را بگرفتند و به قهر روح در وى وديعت نهادند ، زيرا كه ضد بودند . اگر همه روح بودى روزگار بىلوث بودى و افعال بىتخليط ، و افعال خالص دنيا را نشايد . و آدم را در ابتدا براى كدخدايى 24 دنيا آفريده بودند ، خاك را با اسرار جمع كردند ، چيزى مىبايست كه اسرار در وى مصون بود ، اسرار را در خاك جمع كردند تا در وى بتابد و خصم بر پى نيايد 25 . آن خاك كه بود براى دور انداختن اصحاب ظاهر را بود ، لشكر مشيّت بىعلّت كمين از خاك آدم برآورد تا ابليس به خاك نگرد اعتراض كند ، لعين شود ، و وى را از آتش آفريدند ، او ندانست كه آتش به آتش افتخار و سرافرازى مىكند . اى لعين به آتش افتخار مىكنى ، تو آتش را و آتش ترا . اى قارون به كنوز افتخار مىكنى ، تو كنوز را و كنوز ترا . اى فرعون به رود نيل افتخار مىكنى ، نيل ترا و تو نيل را . اى موحّد به ما افتخار مىكنى ، تو ما را و ما ترا . در نهاد آدم صد هزار سرّ تعبيه خواستند كرد ، بنگرستند در عالم امينتر از خاك نبود ، اسرار در خاك تعبيه كردند . به آتش ندادند كه آتش سوزنده و خاين است ، وديعت به دست خاينان ندهند به دست امينان دهند . اسرار محل عزّت بود ؛ زيرا كه مخدّرات حضرت غيبى بود و پردگيان را جز در پوشش ندارند و هيچچيز در پوشش چون خاك نبود ، خاك را پردهء اسرار ساختند تا محرمان به اسرار نگرند و نامحرمان به خاك ، و السلام 26 .