شهاب الدين احمد سمعانى
377
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
الْعابِدُونَ ، الآية . ميان هواى لطيف و زمين كثيف جمع كرده و رزاقى خود پيدا كرده : وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ . خلق روزى دهند و ليكن مايه از من ستانند . آوردهاند كه روزى سليمان - عليه السّلام - گفت : الهى من يك روز خلق را روزى دهم ؛ بفرمود تا بسيار طعامها گرد كردند . ماهيى از آب برآمد و هر چه جمع كرده بودند بخورد ، و گفت : ديگر بيار . سليمان گفت : نماند . گفت ؛ اى سليمان مرا امروز گرسنه بگذاشتى . آنگاه گفت : ما هفتصد گروهايم ، ايشان همه گرسنه ماندند و من سيكى از روزى خود بيافتم . ميان روح لطيف و جسد كثيف جمع كرد و خالقى خود پيدا كرد ، گفت : فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . بيافريدم به قدرت خود ، و آلت در ميان نه . زنده گردانيدم به معرفت خود ، و علت در ميان نه ؛ بميرانم به حكمت خود ، و عداوت در ميان نه . باز زنده گردانم و حاجت در ميان نه ؛ به بهشت برم ، و منّت در ميان نه ؛ ديدار كرامت كنم به فضل خود ، و صورت در ميان نه . آن مقدّمه اشارت به تحسين صورت ظاهر بود ، امّا معانى كه به باطن تعلّق دارد وراى آن است . سبحان من خلق الانسان من سلالة من طين ، ثم اصطفاه لا كرم ملّة و دين ، و اودع اسراره انوار التّعريف 6 و التّبيين ، فمثل فروع الايمان اذا علت من اصل اليقين ، كمثل شجرة طيّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء . قال الواسطىّ : خلق اللّه الارواح من نور الجمال و الجلال فلو لا انّه سترها لسجد لها كلّ كافر . اين عزيزان كه هستند خزانهداران وىاند و سينههاى ايشان خزينهء وى ، و حشمت اين خزينه به سلطان . اگر اين حشمت نيستى شياطين از سينهء تو سر بركردندى 7 . ابليس مىگويد : ما گرد سينههاى مردان تو نياريم گشت 8 ، يك بار گرد سينهاى گشتيم ، زخمى خورديم كه هنوز در درد آن زخمايم ؛ ما گرد مزبلهها گرديم ، هر كجا باغى خرّم است ما را آنجا چه كار ؟ دلهاى عزيزان باغهاى آراسته است . نور الحقيقة احسن من نور الحديقة . مراد ارادت ما شماييد ، بديع قدرت ما شماييد ، به آفريدن شما نه شما را آشكارا كرديم ، صنع خود را آشكارا كرديم . اى دل / b 125 / تو چهاى ؟ از در كالبدها 9 به عالم عزّت صفت ما آى ، كه يارگى 10 خاصّ تو صفت جلال ماست . القلوب بين اصبعين من اصابع الرّحمن . او جلّ جلاله - كه آسمان و زمين بيافريد به حكمت آن آفريد تا دلى بيافريند . دنيا را بيافريد تا دانند ، و بهشت را بيافريد تا بينند ، آنگه بهشت را به دوستان آرايد و دوستان را به دل آرايد ، و دل را به خود آرايد .