شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 45
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
سخن گفته ، و بر خلاف سمعانى ، كه از اسم عارفانهء « هو » آغاز كرده ، قشيرى دهها برگ از التحبيرش را به شرح و وجوه اشتقاق اسم « اللّه » اختصاص داده است . پس از آن در هر بابى به معنى اسمى از اسماء اللّه ، و وجوه صرفى آنها باختصار توجه داده ، و ضمن آوردن اقوال مشايخ صوفيهء متقدم و حكايات آنان گاهى از قصص قرآن ، مانند قصّهء خلق آدم ( ع ) ، سخن داشته است . از قياس و مقابلهاى كه ميان التحبير و روح الارواح كردم ، چنين نتيجه گرفتم كه بسيارى از اسمائى كه در روح الارواح شرح شده در التحبير به شرح برگرفته نشده است ، البته در پارهاى از اقوال و مواردى اندك از اشعار عربى و حكايات شباهتى در ميان دو كتاب مزبور هست ، ولى التحبير قشيرى همانند رسالهء او ، با توجّه به پسندهاى عشقآميز و سكرانگيز صوفيانه ، كتابى است خشك و مورد پسند زاهدان و مذكّران ، در حالى كه روح الارواح كتابى است كه گويى رندى مست آن را براى استفاده در انجمن عاشقان تصنيف كرده است . به عبارتى ديگر ، همان فرقى كه در ميان آراء و مشرب ابو سعيد ابو الخير و ابو القاسم قشيرى ديده مىشود در ميان التحبير و روح الارواح نيز آشكار است و پيدا . بنابراين ، سخن استاد فروزانفر مبتنى بر اينكه سمعانى به التحبير نظر داشته بوده ، تا حدى درست مىنمايد ، اما قضاوت استاد دانشپژوه كه روح الارواح را « ترجمه مانند » ى از التحبير گرفته است قرين صواب نيست ؛ زيرا سواى اقوال پيران خراسان ، و اشعار سخنوران عرب ، و تمثيلهاى شاعرانه فراوان ، و شرح و بسط دقايق عرفانى ، و تفسير آيات قرآنى و تأويل احاديث قدسى و نبوى ، و استناد بسيار زياد مؤلف به اقوال پيشوايان شيعى مانند على و جعفر صادق و حسنين و فاطمهء زهرا عليهم السلام نه تنها در ساخت روح الارواح با التحبير فرقهايى فاحش ديده مىشود بلكه قشيرى مطالب را بسيار فشرده آورده ، و گاهى در شرح اسمى از اسماء حسنى به چند سطر بسنده كرده ؛ حال آنكه سمعانى جز در يكى دو مورد ، در ذيل اسماء ، به بهانهء موضوع ، از دقايق و نكات عرفانى سود جسته و بساط سخن را آنچنان گسترانيده كه خواننده هيچگونه ملالتى در دل و كسالتى در ذهن احساس نمىكند . به لحاظ اينكه سخنانم را مستندتر نشان بدهم ، اينك بابى از ابواب التّحبير را كه به شرح اسم « الحفيظ » اختصاص دارد ، از آغاز تا انجام نقل مىكنم ، و از خوانندهء ارجمند تقاضا دارم تا اين عبارات قشيرى و اين باب التحبير را با شرح سمعانى پيرامون اسم مذكور كه ذيل شمارهء [ 33 ] در متن كتاب حاضر درج است مقايسه كند