شهاب الدين احمد سمعانى
337
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ . و شتان بين من رابعهم كلبهم و بين من رابعهم ربهم . هر كجا كه هستى من با توام ، اگر در صومعهاى من با توام ، و اگر در مصطبهاى ، با توام ، اگر در صومعهاى با توام به اسباغ نعمت ، ليكن فرد آ ؛ و اگر در مصطبهاى با توام به اسبال ستر رحمت ، ليكن نقد آ 16 . شعر هبك تباعدت و خالفتنى * تقدر ان تخرج عن لطفى 17 اگرچه بسيار جرايم عظايم بر تو برود ، محبّت خالق - جلّ جلاله - برنخيزد ؛ زيرا كه جنايت صفت تو است و محبّت صفت او . و لا يقدح اوصاف المحدث الضّعيف الحقير فى اوصاف القديم اللّطيف الخبير . قال عليه السّلام حاكيا عن ربّه جلّ جلاله : عبدى ان لقيتنى بقراب الارض خطيئة لقيتك بمثلها مغفرة فاغفر لك و لا ابالى . يحيى معاذ گفت رحمه الله : كان العبد يذنب و لا يبالى . اگر بنده گناه كند و باك ندارد فانّ له ربّا يغفر الذّنب و لا يبالى . خداوندى دارد كه گناه بيامرزد و باك ندارد . نبىّ عبادى انّى انا الغفور الرّحيم و انّ عذابى هو العذاب الاليم ، اوقفهم بين الخوف و الرّجاء . بندهء من اگر حرفت تو معصيت است صفت من مغفرت است ، تو حرفت خود رها نمىكنى ، من صفت خود كى رها كنم . نبىّ عبادى . اگر عاصيى ، آن منى ؛ و اگر طاعت ندارى من آن توام . اى مقرّبان عرش شما را ، و اى كرّوبيان كرسى شما را ، و اى جبرئيل سدره ترا ، و اى رضوان جنّت ترا ، اى عابدان و مطيعان حور و قصور و انهار و ازهار شما را ، اى مالك دوزخ ترا ، اى كافران و منافقان دنيا شما را ، اى مفلسان و مخلصان من شما را ، در وقت گناه جهولت خواند تا عفو كند چنان كه آدم را گفت : إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . به وقت شهادت عالمت خواند تا قبول كند : شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ . الآية ، به وقت طاعت ضعيفت خواند : وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً تا تقصيرت عفو كند أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . منم كه معصيت بيامرزم و تويى كه معصيت كنى ؛ زيرا كه هر كس آن كند كه از او آيد . اگر خواهى كه معصيت نكنى ، نتوانى ؛ زيرا كه تو تويى و من اگر خواهم كه رحمت نكنم و اين خود هرگز نباشد كه رحمت نكنم ؛ زيرا كه من منم كه رحمن و رحيم و حليم و كريمم . هر چه به آب دهى تر كند نه امر ترا كه خود طبيعتش اين است ، و هر چه به آتش دهى بسوزد نه فرمان ترا كه خود صفتش اين است . آفتاب و ماه نور دهند نه آزرم ترا كه خود كارشان اين