شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 34
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
در اين بخش از مقدمه - كه به شعر و شاعرى سمعانى اختصاص دارد ناخوش نمىافتد . « وقتى بر خاطر ما مىگذشت اين ابيات » : آن چه عهدى بُد كه ما را دولت و اقبال بود * از محبت پرّ و فر و از مودّت بال بود سالها در عالم وصلت بجز يك دم نبود * يك دم اندر كوى هجرت بُعدِ سيصد سال بود چون بَزيدى « * » در رياض وجد ، باد مجد و لطف * صد هزار ابدال را زان باد ، وجد و حال بود گوهر درياى لطف لم يَزَل را بىعلل * فضل ربانى و جود ذو المنَن دلّال بود همت عشاق حضرت در مطاف رَوح رُوح * روز و شب طوّاف بود و دم بدم جوّال بود مجلسى از انس بود و جام باده از سرور * دوستان با هم نشسته لطف حق قوّال بود صد هزار اسرار دل بُد دوستان را در ميان * پردهء اسرار يادِ جعد و زلف و خال بود خانه از تجريد بود و جامه از تفريد بود * لقمه از توحيد بود و شربت از افضال بود هر قدح كز دست غيب آمد به سوى دوستان * از شراب دولت و اقبال مالامال بود از قبول و از وصول و از بقا و از لقا * روزمان مسعود بود و قبلهمان اقبال بود 6 . مبانى فكرى و عرفانى سمعانى يكى از مبانى اصيل در تصوف خراسان ناديده گرفتن اصول عرفانى است به
--> ( * ) بزيدن ، وزيدن .